<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://alikhazayie.loxblog.com</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>﻿ 	 اسلام، انتخابات و مشارکت در امور اجتماعی</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/اسلام-انتخابات-و-مشارکت-در-امور-اجتماعی</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/اسلام-انتخابات-و-مشارکت-در-امور-اجتماعی</guid>

<description><![CDATA[
با آنکه انتخابات با اصول و معیار های که امروز  در جوامع دموکراتیک مروج است؛ یک پدیده ای جدید است، اما احکام و سننی در  دین مبین اسلام وجود دارند که با الگو قرار دادن، تفسیر و تحلیل آنها می  توان به نظریه ای جامع در رابطه به انتخابات دست یافت. موجودیت این احکام و  سنن در دین اسلام که هزار و چهار صد و اند سال قبل در شبه چزیره عربستان و  در میان قبایل نیمه متمدن عرب بوجود آمد، نشان دهنده ای اهمیت و دقتی است  که این آیین به مسایل مربوط به تعیین یا انتخاب زمامدار و سایر موضوعات مهم  ملی و بین المللی مبذول داشته است.

احکام مربوط به انتخابات، شورا و.........
با آنکه انتخابات با اصول و معیار های که امروز  در جوامع دموکراتیک مروج است؛ یک پدیده ای جدید است، اما احکام و سننی در  دین مبین اسلام وجود دارند که با الگو قرار دادن، تفسیر و تحلیل آنها می  توان به نظریه ای جامع در رابطه به انتخابات دست یافت. موجودیت این احکام و  سنن در دین اسلام که هزار و چهار صد و اند سال قبل در شبه چزیره عربستان و  در میان قبایل نیمه متمدن عرب بوجود آمد، نشان دهنده ای اهمیت و دقتی است  که این آیین به مسایل مربوط به تعیین یا انتخاب زمامدار و سایر موضوعات مهم  ملی و بین المللی مبذول داشته است.

احکام مربوط به انتخابات، شورا و نظرخواهی  های جمعی (ریفراندم) را در اسلام بصورت کلی در سه بخش که عبارت اند از  شورا، اجماع و بیعت می توان مورد مطالعه قرار داد. 
با مطالعه ای قرأن،  سنت و تاریخ اسلام، ما به موارد متعددی از احکام و سنت ها بر می خوریم که  مربوط به شورا و مشورت نمودن در امور مهم اجتماعی اند. پیامبر اکرم (ص) با  آنکه خود مستقیماً از منبع وحی دستور اخذ می نمود، اما در بسا موارد که  مربوط به زندگی اجتماعی و دنیوی مردم می شد، با صحابه کرام مشورت می کرد و  مناسبترین رأی و نظر را بر می گزید. هدف او از این کار فقط این بود که اصل  مشورت نمودن در میان مسلمین رواج یابد و مسلمانان بیاموزند که در کار ها با  یکدیگر مشورت کنند.
شورا:
&laquo;پس  از &laquo;نص&raquo; شورا دومین اصل در نظام اسلامی است، هر چند آن خود نیز نص است؛  تصریح شرع بر پذیرش این حق برای امت که در شئون حکومت مشارکت کند.&raquo;&nbsp; بنابر  حدیث &laquo;بدانید که در مورد رعیت او شما همه مراقب و مسؤلید&raquo;&nbsp; مشارکت در امور  حکومت نه تنها حق بلکه یک تکلیف شرعی نیز است. یعنی اینکه هر مسلمان مؤظف  است تا در امور مربوط به حکومت به شکل مستقیم یا غیر مستقیم شراکت داشته  باشد، تا بدین وسیله جلو استبداد رأی گرفته شود.
قرأن شریف در دو مورد  مسلمانان را ترغیب به شور و مشوره نموده است. یکی در آیه 159 سوره آل عمران  &raquo;وَ شاوِرْهُمْ فى الاَمْرِ&laquo; (ترجمه: در کار ها با آنها مشورت کن) و دیگری  در آیه 38 سوره شوری &raquo;وَ أَمْرُهُمْ شورَى بَيْنهُمْ&laquo; (ترجمه: و کار های  شان به طریق مشورت در میان آنان صورت می گیرد). به همین ترتیب احادیث  متعددی از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است که در آن به شورا و مشوره نمودن  هدایت داده است. به گونه ای مثال؛ &raquo;انه ما من رجل يشاور احدا الا هدى الى  الرشد&laquo;&nbsp;&nbsp; (ترجمه: احدی در كارهاى خود مشورت نمى كند مگر اينكه به راه راست و  مطلوب هدايت مى شود.) 
اجماع:
اجماع به معنی نظر جمعی است. معمولاً  هنگامی که در مورد مطلبی، گروهی مشورت می&zwnj;کنند و به اتفاق آراء یک مطلب را  تصویب می&zwnj;کنند، می&zwnj;گویند در مورد آن مطلب اجماع دارند. اجماع یکی از شیوه  های استنباط و اثبات احکام اسلامی است که پس از کتاب (قرأن) و سنت، حجت  محسوب میگردد. به عباره ای دیگر &laquo;اجماع عبارت است از اتفاق نظر مجتهدان  موجود در زمان طرح بحث در یک مسأله، آن هم از آن دسته مسایلی که درباره  آنها در کتاب و سنت هیچ نصی نرسیده است.&raquo; 
در رابطه به اجماع علما نظرات  متفاوتی دارند، برخی به این عقیده هستند که در اجماع باید تنها علمای امت  سهم بگیرند نه عام امت مسلمه، بعضی ها را عقیده بر این است که اتفاق رأی آن  عده از علما و دانشمندانی که در محضر خلیفه هستند، برای اجماع کافی است،  عده ای هم معتقدند که خلیفه می تواند از علمای که در دسترس اش هستند در  مورد مسأله ای که در قرأن و سنت نص صریح در مورد آن موجو نیست فتوا بگیرد.  اما اجماع این علما مانع از این نمی شود که در فرصت های دیگر عین مسأله را  از آن عده دانشمندانی که در حین طرح مسأله حاضر نبوده اند، پرسید. اینان در  تأیید نظر خویش به روش خلفای راشدین تمسک می نمایند که پس از رای زنی در  مورد مسأله ای با عالمان صحابه با آنکه به رأی و نظر آنان عمل می نمودند،  اما باب مشورت با دیگران را که در نقاط دیگر سرزمین های اسلامی پراگنده  بودند، مسدود نمی دانستند.
به صورت واضحتر می توان گفت که اجماع به  اتفاق رأی و نظر آن عده افراد و اشخاصی گفته می شود که در مسأله ای که از  آنها سوال گردیده است، متخصص و خبره باشند. حال اگر این مسأله، مسأله ای  دینی باشد، ضرورت رایزنی با علمای دین مطرح است و اگر مسأله اقتصادی، سیاسی  یا نظامی باشد، باید با متخصصین این عرصه ها مشورت صورت بگیرد.
بیعت:
یکی  از مفاهیم شاخص در فرهنگ سیاسی اسلام، بیعت است. تلاش برای گرفتن بیعت و  یا نزاع برای شکستن آن همواره بخش مهمی از تاریخ سیاسی اسلام را رقم زده  است. در ماجرای سقیفه بنی ساعده می توان اهمیت و نقش بیعت را در تعیین  خلیفه دید. 
تاریخ اسلام نشان داده است که بیعت اگر از یک طرف حقی بوده  است برای مردم به منظور انتخاب زمامدار، از جانب دیگر به شخصی که به او  بیعت صورت می گیرد، تکلیف شرعی به منظور لبیک گفتن بیعت بوجود می آید.  چنانچه در زمانی که حضرت ابوبکر صدیق (رض) در سقیفه ای بنی ساعده سخنرانی  می کردند، انتخاب مورد نظر ایشان برای خلافت حضرت عمر و یا ابوعبیده(رض)  بودند، نه خودشان، اما همینکه مسلمین اعم از مهاجر و انصار بر ایشان بیعت  نمودند، ناگزیر شدند تا بیعت آنها را لبیک گفته و مسؤولیت خلافت را به عهده  بگیرند. به همین ترتیب زمانیکه مردم کوفه از امام حسین (رض) دعوت نمودند و  نامه ها نوشتند و از او تقاضا کردند تا بیاید و خلافت را از خاندان بنی  امیه که از نظر مسلمانان مستحق جانشینی پیامبر (ص) نبودند، بستاند، امام که  خود را شرعاً مکلف به پذیرش دعوت آنها می دید، از مدینه راهی کوفه گردید  تا زمام امور مسلمین را بدست بگیرد، در حالیکه شخصاً هیچ گونه تمایلی به  خلافت نداشت. اما مردمی که از او دعوت نموده بودند، عهد خویش بشکستند و  ماجرا کشید به دشت کربلا و آنچه که باید اتفاق نمی افتاد، حادث شد.
با  آنکه اصل انتخابات قرن ها قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) در جوامع یونان و  روم وجود داشت، اما در آن جوامع بردگان، زنان و همچنان آنهایی که نژاد یا  ملیتی غیر از ملیت یونانی یا رومی داشتند، حق اشتراک در انتخابات را  نداشتند. تنها پس از دین مبین اسلام بود که اصل اشتراک در انتخابات همگانی  گردید. همانگونه که اسلام تبعیضات نژادی، جنسیتی و ملیتی را در سایر عرصه  های اجتماعی از بین برد، در قسمت برخورداری از حق رأی دهی یا نامزدی برای  احراز مشاغل مهم حکومتی نیز این تبعیضات را نفی نمود.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>هدف آفرینش در دین اسلام</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/هدف-آفرینش-در-دین-اسلام</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/هدف-آفرینش-در-دین-اسلام</guid>

<description><![CDATA[

آفرینش آسمان و زمین، همگی برای این است که انسان با آگاهی و اراده و  اختیار خود، نه به جبر و زور، در این میدان آزمایش بزرگ از میان راههای  گوناگون، راه راست را انتخاب کند. از نظر خداوند، راه راست همان شناخت خدا و  پرستش و بندگی اوست. هدف همه پیامبران نیز این بوده که راه راست و بیراهه  را برای انسان مشخص کرده، پیامدهای انتخاب هریک را بیان کنند.  


آفرینش آسمان و زمین، همگی برای این است که انسان با آگاهی و اراده و  اختیار خود، نه به جبر و زور، در این میدان آزمایش بزرگ از میان راههای  گوناگون، راه راست را انتخاب کند. از نظر خداوند، راه راست همان شناخت خدا و  پرستش و بندگی اوست. هدف همه پیامبران نیز این بوده که راه راست و بیراهه  را برای انسان مشخص کرده، پیامدهای انتخاب هریک را بیان کنند.  

هدف خداوند از آفرینش انسان نیز همین است. خداوند جهان و انسان را  آفرید و به او عقل و اراده و اختیار داد و پیامبرانی برای کمک به او در  تشخیص راه از چاه فرو فرستاد تا او راه درست را که همان شناخت خدا، پذیرش  خدا و پرستش اوست انتخاب کند. حال با توجه به ترسیم هدف عبادت خدا برای  آفرینش انسان، این سوال مطرح می گردد که عبادت چیست؟  

عبادت: عبادت از عبد مشتق شده و به معنای پیروی و اطاعت همراه با خضوع و  تسلیم است. &quot;ایاک نعبد یعنی تو را اطاعت می کنم، آن هم اطاعت همراه با  خضوع و تسلیم&quot;.( ابن منظور، لسان العرب، ذیل ماده &quot;عبد&quot;) &quot;گاهی این واژه در  معنای مطلق پیروزی و اطاعت هم به کار می رود&quot;. (همان) عبادت در عرف  مسلمانان گاه به معنای خاصی به کار می رود. در این معنا ، عبادت به افعال  خاصی مانند نماز و روزه گفته می شود . بنابراین ، عبادت سه معنا دارد:  

۱) اطاعت و پیروی همراه با خضوع و تسلیم  

۲) اطاعت و پیروی  

۳) افعالی مانند نماز و روزه.  

عبادتی که هدف آفرینش انسان است ، عبادت به معنای نماز خواندن و روزه  گرفتن و مانند آن نیست ؛ بلکه مراد از آن ، همان معنای اول یعنی اطاعت  همراه با خضوع و تسلیم است . چنانچه عبد کسی است که &quot;سرتا پا تعلق به مولا و  صاحب خود دارد ، اراده اش تابع اراده او و خواستش تابع خواست او است . در  برابر او مالک چیزی نیست و در اطاعت او هرگز سستی به خود راه نمی دهد ....  بنابراین ، عبودیت نهایت اوج تکامل یک انسان و قرب او به خدا است . عبودیت  نهایت تسلیم در برابر ذات پاک او است . عبودیت ، اطاعت بی قید و شرط و  فرمانبرداری در تمام زمینه هاست و بالاخره عبودیت کامل آن است که انسان جز  به معبود واقعی یعنی کمال مطلق نیندیشد ، جز در راه او گام بر ندارد و هر  چه غیر او است فراموش کند ، حتی خویشتن را&quot;.۱  

بنابراین ، عبادت به معنای اطاعت همراه با خضوع است و هدف خدا از  آفرینش انسان این بوده که انسان با اراده ، اختیار و آگاهی خداوند را اطاعت  کند . اما عبادت خداوند بر شناخت و اعتقاد به خدا متوقف است ؛ زیرا اطاعت  آگاهانه و اختیاری از خداوند ، جز با شناخت خدا و اعتقاد به او به دست نمی  آید . فیض کاشانی در تفسیر صافی ذیل آیه کریمه بالا، روایتی از امام زین  العابدین (ع) نقل کرده است . در آن روایت امام (ع) می فرماید: &quot;ای مردم !  خداوند متعال بندگان را نیافرید جز برای اینکه او را بشناسد .  

هرگاه او را شناختند ، می پرستند و با پرستش او ، از پرستش دیگران بی نیاز می شوند&quot;. ۲  

جان کلام آنکه هدف خداوند از آفرینش انسان این است که انسان خدا را  بشناسد ، به او ایمان بیاورد و دستورات او را اطاعت کند . این همان دین است  ؛ چرا که از نظر خدا دین یعنی تسلیم شدن در برابر خدا و اطاعت از دستورات  او: (ان الذین عندالله الاسلام) . بر این اساس ، بعد شناختی و اعتقادی بر  بعد عملی مقدم است ؛ زیرا بدون آن دو ، اطاعت ارادی آگاهانه تحقق نمی یابد .   

مولفه هایی که ما پیش تر برای اسلام بیان کردیم، با این مطلب منافاتی  ندارد ؛ زیرا در بیان قبل مولفه عمل تفصیل یافته و به پنج مولفه عبادات ،  اخلاقیات، آداب و سنتها ، اقتصادیات و تعالیم سیاسی - حکومتی تقسیم شده است  .  

اکنون بر این اساس می توانیم بگوییم در میان مولفه های هفت گانه دین اسلام ، مولفه های دیگر که همگی از مقوله اطاعت و عمل هستند  

مقدم اند ؛ زیرا بدون شناخت و اعتقاد به خدا بر دیگر شناختها و  اعتقادها مقدم است ؛ زیرا غایت آفرینش انسان و بعثت پیامبران این است که  انسان خدا را بشناسد و به او ایمان بیاورد . شناخت پیامبران و امامان ،  مقدمه و راه رسیدن به آن هدف اصلی است . از سوی دیگر ، پیامبری و به تببع  آن امامت، به ایمان به خدا وابسته است . اگر کسی وجود خدا را نپذیرد، سخن  گفتن از نبوت برای او معنایی ندارد . همچنین است معاد ؛ زیرا بدون پذیرش  خدا ، اثابت معاد نیز امری محال است. ۳]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نکات بهداشتی نماز</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/نکات-بهداشتی-نماز</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/نکات-بهداشتی-نماز</guid>

<description><![CDATA[
نکات بهداشتی نمازدرمورد بیماری های مانند1-بیماریهای مقاربتی2-بیماریهای اضطرابی3-بیماریهای اپیدمیک ( همه گیر )4-بیماریهای پوست و
- بیماریهای دهان و دندان


&nbsp;
توضیح هات در ادامه ی مطلب

تاثیر نماز بر بهداشت 
هر  انسان طبیعی در حدود 3/1 عمر خود را در خواب به سر می برد و تآثیر خواب بر  روان و جسم انسان از دانسته های مسلم علم پزشکی است . بطوریکه امروزه  تغییرات خواب انسان از پیش آگهی های مهم و قابل توجه در زمینه ابتلا به  بیماریها ، به حساب می آید .
به  عنوان مثال ، در اشخاص مبتلا به افسردگی ، میزان خواب به نحو چشمگیری ،  افزایش و یا به ندرت کاهش می یابد . تغییرات خواب انسان در بیماریهای جسمی  نیز بسیار چشمگیر است . بخصوص اگر تآثیر ناراحتی های روان انسان بر جسم او  را در نظر داشته باشیم .و به یادآوریم که بیش از 60 درصد مراجعه کنندگان به  بیمارستانهای عمومی ، در واقع از یک مشکل روانی رنج&nbsp; می برند .
به  این ترتیب ایجاد بهداشت خواب ، در واقع یک رکن مهم بهداشت روانی و جسمی به  حساب می آید و هر عاملی که در تنظیم بهداشت خواب مؤثر باشد ، پیشگیری  کننده و حتی درمانگر بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی است و
امروزه  تخستین اصلی که در ایجاد بهداشت خواب ، ائسط جدیدترین منابع علمی دنیا  توصیه می شود بیدار شدن هر صبح سر یک موقع مشخص از خواب است .
یک  نگاه کلی به جدول اوقات شرعی ، نشان می دهد ، که وقت نماز صبح ، در تمام  طول سال ، با در نظر گرفتن ، تغییرات ناشی از حرکات وضعی و انتقابی زمین  اساسی ترین گام را دز جهت رعایت بهداشت خواب و در نتیجه آن ، سلامت بدنی و  تعادل روانی برداشته است .
تاثیر نماز بر بیماریهای مقاربتی

باین  که همواره نام &rdquo; زیگموند فروید &rdquo; بعنوان پزشکی نابغه و اندیشمندی بی نظیر  که با کاوش در عمیق ترین ابعاد انسانی ، بانی بزرگترین انقلاب در علم  روانپزشکی شد ، بر پیشانی دانش بشری درخشش می کند ، اما برخی خطاهای او و  همچنین تعبیر های نادرستی که متاخرین او از نظریاتش ب عمل آوردند ، منجر به  فجایعی جبران ناپذیر در عرصه جوامع گوناگون شد .

فروید می کفت : عقده های جتسی بشر مسبب رکود و عقب ماندگی انسانها در زمینه های مختلف علمی&nbsp; &lrm;اقتصادی،&nbsp;  صنعتی،&nbsp; فرهنگی و است و غربیان با قبول نظریه او از حدود 5 دهه پیش&nbsp; ، و  آزاد گذاشتن بی قید و شرط روابط گسترده جنسی ، بناگاه به رشدی باور نکردنی و  جهشی سرسام آور ، در زمینه های گوناگون دست یافتند !
اما در عوض آزادی بی حد و حصر جنسی  ، ارمغاتهای مرگبار گوناگون نیز برای آنها به همراه داشت که از آن جمله  بیماریهای مختلف مقاربتی از جمله سوزاک و سیفلیس و .... که در طب امروزه با  عنوان بیماریهای&nbsp;&nbsp;&nbsp; شناخته می شوند و بخش عمده ای از مراقبت های پزشکی را  به خود اختصاص می دهند .veneral


از طرفی بیبماریهای مهلک و مرموز ایدز را  نیز می توان بنوعی جزو این گزوه بیماریها به حساب آورد . در بروز همه این  بیماریها ، روابط متعدد و نامشروع جبنسی با شریک های جنسی گوناگون نقش اصلی  را ایفا می کنند . اما اسلام و شکل حقیقی آن یعنی تشیع با این که با  رهبانیت و اجرد به شدت مخالفت می کند ( برخلاف مسیحیت کاتولیکی و متعصب ) و  نسبت به ارضای غریزه جبنسی در حد نیاز و در چارچوب مشروع نظر بسیار مساعدی  دارد تا جائیکه قانون درخشان ازدواج موقت را برای بهره وری از این نعمت  بزرگ الهی وضع می نماید . اما آنجا که این غریزه به فساد کشیده شود و به  صورت فحشا بروز نماید ، اسلام برخورد و مقابله قاطع با موارد فتنه را  پیشنهاد می نماید و مجازاتهای سخت برای افراد خاطی در نظر می گیرد .
از طرفی بسیاری از قوانین اسلامی از جمله  نماز له گونه ای خود بخود و شاید ناخودآگاه ( آن طور که خدای بزرگ در سوره  عنکبوت فرموده است ) انسانهای مومن را از نزدیک شدن به فحشاء برحدز می  دارد که مثلا ضمن مقایسه اجمالی آمار بیماریهای مقاربتی در غرب با جوامع  مسلمان ، می توان به این نکته مهم دست یافت . توجیه علمی این قضیه نیز با  توجه به نغییر و تحولاتی که بر اثر نمازهای پتچگانه در ناقلهای عصبی محرک  بوقوع می پبوندد و منجر به مهار شهوت در موارد نامشروع می شود ، قابل بررسی  است که ما در بحث تعادل ناقل های عصبی بدان توجه خاص خواهیم داشت . هر چند  که در این مورد تلقین تیز بعنوان یک توجیه علمی خوب ، مطرح است .


به قول حضرت آیت ا.... خزعلی : پسر و  دختر که انگیزه شهوا دارد وقتی که به نماز شروع کرد و پنج نوبت الحمد ا....  رب العالمین گفت ، یعنی تمام سپاس و ثنای من مال آن کسی است که مالک بدن و  جسم عواطف و احساس ، سلسله اعصاب و قلب و گردش خون من و تمام امکانات و  ارزشهای من است ، یک انگیزه قوی در او پیدا می شود . انگیزه ای که توان  مقابله او را در مقابل انگیزه جنسی فزونی می بخشد 
و به این ترتیب نماز حقیقی ، خود بخود و  فعالانه ربشه فساد جنسی و فحشاء را می خشکاند و متعاقب آن آماز بیماریهای  مقاربتی را به شدت کاهش می دهد . 
تاثیر نماز بر بیماریهای اضطرابی
&rdquo;  اضطراب &rdquo; بیماری شایع قرن اتم و کهکشان است ، پیشرفت سریع و پیچیده تمدن و  در عین حال بی توجهی به ارزش های مذهبی و خانوادگی هر روز بیش از پیش برای  افراد و اجتماع اضطراب های جدید بوجود می آورد .

از نظر روانپزشکان ، اضطراب با یک احساس  منتشر و مبهم دلواپسی که اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص می شود که  معمولاً با یک یا چند مشکل جسمی همره می گردد . از جمله شخص ممکن است  علامتهای جسمی چون احساس طپش قلب ، تنگی تنفس و درد قفسه سینه ، خالی شدن  سردل ، تغریق ، سردرد ، تکرتر ادرار ، اسهال ، گز گز دست و پاها ، لرزش و  .... را نیز به همراه داشته باشد .
&nbsp;اضطراب ، گاهی به شکل طبیعی در اشخاص  سالم برز می کند و گاهی به صورت بیمار گئنه و دائمی در میآید که نیاز به  درمان و مراقبت پزشکی دارد . با اینکه دلایل علمی مختلفی از دیدگاههای  مختلق بعنوان دلایل بروز اضطراب و تشدید آن ارائه شده است اما همچنان دور  شدن از ایمان مذهبی بعنوان یک عامل عمیق در بروز اضطراب نقش غیر قابل  انکاری دارد و به این ترتیب نقش پیشگیری کننده و حتی درمانگر مذهب در مورد  اضطراب قابل بررسی است .


آرامش حاکم بر روح و روان و در نتیجه آن  جسم اشخاص مذهبی ، در مقایسه با آشفتگی روانی و جسمی و اضطراب لا مذهب ها  از دیرباز مورد توجه پزشکان بوده است .
به این ترتیب در بعد پیشگیری از اضطراب و  برای آرامش دائمی جسم و روان &rdquo; نماز &rdquo; نقش خارق العاده ای را ایفا می کند  .از طرفی در بعد درمان بیماران مبتلا به اضطراب ، امروزه علاوه بر درمانهای  دارویی ، از روش های چون آموزش انبساط و آرامش عضلانی و همچنین تلقین  بوسیله هیپنوتیزم نیز استفاده می شود که ما در مورد انبساط عضلانی ناششی از  نماز در نکته چهارم از این مجموعه مقالات ، سخن گفته ایم و در باره تلقین  های سازنده ناشی از نماز در آینده سخن خواهیم گفت .


تنها در مورد اضطراب ، بد نیست به این  نکته اشاره کنیم که شخص نمازگزار با ایمان به قدرت لایتناهی پروردگاری که  در مقابلش کرنش می کند ، خود را در مقابل هر عاملی که قصد به خطر انداختن و  ترسانیدن ( ودر نتیجه مضطرب ساختن ) تو را داشته باشد ایمن می یابد و ضمن  تکرار باور اعتقادی خود طی نمازهای پنجگانه یومیه این ایمنی همه جانبه را ،  به روان خود تلقین می کند و سرانجام آرامش عمیق را در وجود خود ملکه می  سازد .
در راستای این موضوع تحقیقات علمی در  برخی کشورهای مسلمان نشان می دهد که بیماران مضطربی که در کنار درمانهای  رایج ضد اضطراب ، به خواندن نماز و قرآن و حتی احادیث نبوی تحریک شده اند  از درجه درمان به مراتب بالاتری نسبت به سایرین برخوردار بوده اند .
تاثیر نماز بر بیماریهای اپیدمیک ( همه گیر )

آنتونی بارنت می نویسد : عادت به استحمام  که در عصر جدید درمغرب زمین متدوال شد است شاید در پیشگیری از بیمارها  همان اندازه موثر بوده است که مراقب از منابع آب اثر داشته است . در سال  1842&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;وقتی که از یک کارگز معدن در &rdquo; لانکاشایر&rdquo; می پرسند ، کارگران زغال  کش هر چند وقت یکبار بدن خود را می شویند ؟ او جواب می دهد : آنها هیچوقت  بدن خود را نمی شویند ؟1؟ من هم هیچوقت بدن خود را نمی شویم ، پیراهن من  چرک بدنم را پاک می کند ....!؟ 
&nbsp;و از آن گویاتر ، یادداشتهای روزانه  دریاسالار ساموئل پپیز است که با شادی درباره پیدا کردن بیست شپش&nbsp;&nbsp;&nbsp; در یک  شب ، در موهای سر خود نوشته است :&nbsp;&rdquo; روزهای روز بود که این اندازه نداشتم ،  بنابراین امشب با رضای خاطر فراوان به رختخواب رفتیم !؟!


گته های این نویسنده آمریکایی نشانگر این  موضوع است که غرب به ظاهر متمدن ، تا گذشته نه چندان دور ، به اهمیت  استحمام و دوری از کثافات در پیشگیری از بیماریها ناآگاه بوده است و شاهد  این مدعا نیز بروز اپیدمی های بزرگ بیماریهای مانند &rdquo;تیفوس &rdquo;است که در قرن  اخیز به علت عدم رعایت نظافت شخصی به مرگ و میرهای حشتناک و نابودی  انسانهای بسیاری منتهی شده است .در حالیکه تاریخ مسلمانان بندرت شاهد  اپیدمی های اینچنین مرگبار حتی در قرنهای دور بوده است .
&nbsp;اما &rdquo; حدث اکبر &rdquo; در مبانی فقهی شیعه به  مواردی مانند جنایت و حیض و .. اطلاق می شود که مانعی برای اقامه نماز  صحیح به حساب می آیند و &rdquo; غسل &rdquo; بعنوان برطرف کننده حدث اکبر از واجبات  نماز در این قبیل موارد به حساب می آید.


علاوه بر غسل های واجب در مکتب شیعه  موارد متعددی از غسل های مستحب می توان سراغ گرفت که در مجموع مثلاً در طول  یک هته ، غسل های متوالی (اعم ا ز واجب یا مستحب ) توسط سک مسلمان معتقد  نمازگزار بوقوع می پیوندند . 
&nbsp;به این ترتیب روشن است که سر نهادن به  فرمان غسل ، که عمدتاً برای برخی بیماریها &rdquo; مانند گال و تیفوس&rdquo; و در بعد  نظافت عمومی ( یعنی اطاعت همه اعضای جامعه اسلامی از آن ) از اپیدمی شدن  برخی بیماریهای دیگر مانند &rdquo; طاعون &rdquo; جلوگیری می کند .
تاثیر نماز بر بیماریهای پوست

هر  چند می توان در بعد نمادین و از دیدگاه زیبایی شناسی ، مسح سر و پا در  پایان وضو را سمبلب از پاکیزگی جسم ، از سر تا پا &nbsp;و از فزق تا قدم به حساب  آورد و بعنوان عاملی در یاد آوریپیوسته مسلمانان مبنی بر نظافت تمام بدن  تلقی کرد ، اما درباره بیماریها نیز می توان به نکاتی چند توجه نمود .
پاهاسرانسان  بر خلاف دست و صورت ، از اعضایی هستند که در بخش قابل توجهی از شبانه روز  پوشانیده هستند ، تا حدی که حتی خود افراد نیز معمولاً توجه کمی به آنها  دارند .

اتمام امروزه دانش بشری ، گروهی از بیماریها را می شناسد&nbsp;که  شروع تظاهرات این بیماریها از پوست سر و پاها است . بعنوان مثال برخی  بیماریهای قارچی پوست از حد فاصل میان شصت و دیگر انگشتان پا آغاز می گردد  که اتفاقاً درست محل این ناحیه مسح واجب دارد و به همین ترتیب مسح سر نیز  می تواند توجه انسان را به آلودگی یا ضایعه عفونی در مو و پوست سر توجه  دهد&nbsp; و در نتیجه انسان را برای رفع آن به اقدام وادارد .

در  ضمن وجوب مسح سر و پا فرصتی است برای برداشته شدن پوشش پا و سر و در معرض  هوا و اکسیژن قرار گرفتن این اعضاء که غلاوه بر شادابی پوست ، به نوبه خود  مانع رشد ارگانیزم های بی هوازی در منافذ پوست خواهد شد .
البته  لازم به توجه است که بسیاری از بیماریهای پوست (بویژه عفونتها ) بوسیله  غسل های متعدد اعم از واجب و مستحب که شخص نمازگزار درطول زندگی خود به جا  می آورد ، قابل پیشگیری هستند که برای پرهیز از اطاله تنها به همین اشاره  بسنده می کنیم .
تاثیر نماز بر بیماریهای دهان و دندان

حدیث از پیامبر اکرم (ص ) :

دو رکعت نماز با مسواک بهتر از هفتاد رکعت بدون آنست .
طی شماره های گذشته از نه نکته پزشکی  پیرامون نماز سخن گفته ایم و به امید یاری پروردگار در شماره های آینده سبک  و سیاق سابق را ادامه خواهیم داد .


اما نکته ای که در دهمین شماره قابل  توضیح است ، توجه دادن به این حقیقت متعالی است که روح حقیقی نماز و فلسفه  شکوهمند آن چیزی جز عبودیت محض در مقابل ژآفرینشگر یگانه هستی و ابراز خشوع  بنده ناتوان در پیشگاه قادر متعال نیست و هر آنچه که اندیشمندان و قلم به  دستان ، پیرامون فواید گوناگون نماز در عرصه های مختلف بگویند و بنویسند ،  تنها به منزله حاشیه ای بر این متن گهر بار خواهد بود . و اما نکته امروز :


دهان انسان را برخی قلب دوم بدن نامیده  اند و توجه به این نکته که چنانچه محیط دهان فردی تمیز باشد ، آن فرد از  ابتلا به بسیاری از بیماریها در امان است ، این نامگذاری از بسیاری مناسب  جلوه می دهد .

بعنوان  مثال عفونتهای دهان و دندان بویژه در کودکان ، نقش مهمی در ایجاد  بیماریهای روماتیسمی دارد . و نقش دندانها در حفظ زیبایی و قدرت جویدن و  صحبت کردن به خوبی مشخص است و حتی نبودن دندانهای سالم و زیبا برای بانوان و  دوشیزگان (بخصوص) اثرات روانی زیادی باقی می گذارد . چرا که در کتابهای  علمی دندانپزشکی می خوانیم : نیمی از ریبایی بشر منوط به صورت او و از این  مقدار3/2 آن مربوط به دهان و دندانها است .

رعایت بهداشت دهان و دندان و پیشگیری از  بیماریهای مختلف آن ، از جمله پوسیدگی دندانها و بیماریهای پریودنتال (  بیماریهای لثه و بافتهای پشتیبان ) و ..... به بهترین شکل بوسیله مسواک زدن  ، انجام می پذیرد .
اما دین مبین اسلام ، از قرنها پیش با توصیه مؤکد ، مسلمانان را به طرف این نکته درخشان بهداشتی هدایت نموده است تا جایی که پیامبر اکرم می فرمودند : ً اگر بر امتم سخت نمی شد مسواک زدن را واجب می کردم ً


و حتی در حدیثی دیگر نحوه مسواک زدن را  از بالا به پایین و از پایین به بالا ذکر نموده اند که مطابق با جدیدترین  توصیه های علمی درباره روش مسواک زدن است .
علاوه بر آن در کتب گوناگون فقهی و عبادی  اسلام ، دستورات مؤکد مبنی بر مسواک زدن هنگام ساختن وضو و نماز آمده ایت و  با توجه به این که نماگزار روزانه حداقل 3 بار وضو می گیرد ، چنانچه قبل  از هر وضو اقدام به مسواک زدن بکند ، از حد اکثر پاکیزگی لازم برای پیشگیری  از تمامی بیماریهای دهان و دندان برخوردار می شود.





]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شروط هشتگانه برای شکسته خواندن نماز</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/شروط-هشتگانه-برای-شکسته-خواندن-نماز</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/شروط-هشتگانه-برای-شکسته-خواندن-نماز</guid>

<description><![CDATA[
مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط شکسته بجا آورد، یعنی دو رکعت بخواند:
&nbsp; شرط اول: آن که سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی&nbsp; نباشد. 
کسی&nbsp;که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است اگر رفتن او کمتر از چهار  فرسخ نباشد باید نماز را شکسته بخواند بنابر این اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن  پنج فرسخ باشد باید نماز را تمام کند.
اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند چه همان روز و.......
مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط شکسته بجا آورد، یعنی دو رکعت بخواند:
&nbsp; شرط اول: آن که سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی&nbsp; نباشد. 
کسی&nbsp;که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است اگر رفتن او کمتر از چهار  فرسخ نباشد باید نماز را شکسته بخواند بنابر این اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن  پنج فرسخ باشد باید نماز را تمام کند.
اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند چه همان روز و شب بخواهد برگردد یا غیر آن روز و شب .
اگر سفر، مختصری&nbsp;از هشت فرسخ کمتر باشد یا انسان نداند که سفر او  هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند و چنانچه شک کند که سفر او  هشت فرسخ است یا نه، در صورتی که تحقیق کردن برایش مشقت دارد باید نمازش  را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد بنابر احتیاط واجب باید تحقیق کند که اگر  دو عادل بگویند، یا بین مردم&nbsp; معروف باشد که سفر او هشت فرسخ است نماز را  شکسته بخواند.
اگر یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است بنابر احتیاط واجب باید نماز را، هم شکسته بخواند و هم تمام
بخواند و روزه بگیرد و قضای&nbsp;آن را هم بجا آورد.
کسی&nbsp;که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است اگر نماز را شکسته بخواند و  بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده باید آن را چهار رکعتی بجا آورد و اگر وقت  گذشته، قضا نماید.
کسی&nbsp;که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا  نه، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده اگر چه کمی از راه  باقی&nbsp;باشد باید نماز را شکسته بخواند، و اگر بعد از تمام خواندن نماز فهمید  سفرش هشت فرسخ بوده بنابر اقوی&nbsp;باید نماز را دوباره شکسته اعاده نماید.&nbsp;و  در صورتی&nbsp;که وقت گذشته باشد باید بنابر احتیاط واجب نماز را دوباره قضا  نماید.
اگر بین دو محلی&nbsp;که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت  و آمد کند اگر چه روی&nbsp;هم رفته هشت فرسخ شود باید نماز را تمام بخواند.
اگر محلی&nbsp;دو راه داشته باشد یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر  آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد چنانچه انسان از راهی&nbsp;که هشت فرسخ است به آنجا  برود باید نماز را شکسته بخواند و اگر از راهی&nbsp;که هشت فرسخ نیست، برود باید  تمام بخواند.
اگر شهر دیوار دارد باید ابتدای&nbsp;هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند، و اگر دیوار ندارد باید از خانه های&nbsp;آخر شهر حساب نماید.
&nbsp; شرط دوم : آن که از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس  اگر به جایی&nbsp;که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آن جا  قصد کند جایی&nbsp;برود که با مقداری&nbsp;که آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت  فرسخ را نداشته باید نماز را تمام بخواند، ولی&nbsp;اگر بخواهد از آن جا هشت  فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و به وطنش یا به جایی&nbsp;که می خواهد ده روز  بماند برگردد باید نماز را شکسته بخواند.
کسی&nbsp;که نمی داند سفرش چند فرسخ است مثلا برای&nbsp;پیدا کردن گمشده  ای&nbsp;مسافرت می کند و نمی داند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند باید  نماز را تمام بخواند ولی&nbsp;در برگشتن چنانچه تا وطنش یا جایی&nbsp;که می خواهد ده  روز در آن جا بماند هشت فرسخ یا بیشتر باشد باید نماز را شکسته بخواند و  نیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و برگردد چنانچه رفتن و  برگشتن هشت فرسخ شود باید نماز را شکسته بخواند.
مسافر در صورتی&nbsp;باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت  فرسخ برود پس کسی&nbsp;که از شهر بیرون می&nbsp;رود و مثلا قصدش این است که اگر رفیق  پیدا کند سفر هشت فرسخی&nbsp;برود چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا می کند باید  نماز را شکسته&nbsp;بخواند و اگر اطمینان ندارد باید تمام بخواند.
کسی&nbsp;که قصد هشت فرسخ دارد اگر چه در هر روز مقدار کمی&nbsp; راه برود  وقتی به جایی&nbsp;برسد که دیوار شهر را نبیند و اذان آن را نشنود باید نماز را  شکسته بخواند ولی&nbsp;اگر در هر روز مقدار خیلی کمی&nbsp;راه برود که نگویند مسافر  است باید نمازش را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم  تمام بخواند.
کسی&nbsp; که در سفر به اختیار دیگری&nbsp;است مانند نوکری&nbsp;که با آقای خود  مسافرت می کند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است ، باید نماز را شکسته  بخواند.
کسی&nbsp;که در سفر به اختیار دیگری&nbsp;است اگر بداند یا گمان داشته باشد که  پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود باید نماز را تمام بخواند.
کسی&nbsp;که در سفر به اختیار دیگری&nbsp;است اگر شک دارد که پیش از رسیدن به  چهار فرسخ از او جدا می شود یا نه باید نماز را شکسته بخواند و نیز اگر شک  او از این جهت است که احتمال می دهد مانعی&nbsp;برای&nbsp;سفر او پیش آید چنانچه  احتمال او در نظر مردم بجا نباشد باید نمازش را شکسته بخواند.
شرط سوم: آن که در بین راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، یا مردد شود، باید نماز را تمام بخواند.
اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود چنانچه تصمیم داشته باشد که همان جا بماند یا بعد از ده روز
برگردد یا در برگشتن و ماندن مردد باشد، باید نماز را تمام بخواند.
اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که برگردد باید نماز را شکسته بخواند.
اگر برای&nbsp;رفتن به محلی&nbsp;حرکت کند و بعد از رفتن مقداری&nbsp; از راه  بخواهد جای&nbsp;دیگری&nbsp;برود، چنانچه از محل اولی&nbsp;که حرکت کرده تا جایی&nbsp;که می  خواهد برود هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.
اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیه راه را برودیا نه ، و در موقعی&nbsp;که مردد است راه نرود و بعد
تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.
اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه، و در موقعی&nbsp;که مردد است مقداری&nbsp;راه برود
و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا چهار فرسخ برود و برگردد تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند.
اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیه راه را برود یا  نه، و در موقعی&nbsp;که مردد است مقداری&nbsp;راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه  راه را برود چنانچه باقیمانده سفر او هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد ولی  بخواهد برود و برگردد باید نماز را شکسته بخواند ، ولی&nbsp;اگر راهی&nbsp;که پیش از  مردد شدن و راهی&nbsp;که بعد از آن می&nbsp;رود روی&nbsp;هم هشت فرسخ باشد بنابر احتیاط،  نماز را، هم شکسته و هم تمام بخواند اگر چه جمع واجب نیست و نماز شکسته است  .
شرط چهارم: آن که نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد،  یا ده روز یا بیشتر در جایی&nbsp;بماند، پس کسی&nbsp; که می خواهد پیش از رسیدن به  هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلی&nbsp;بماند باید نماز را تمام  بخواند.
کسی&nbsp;که نمی داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش می گذرد یا نه، یا ده روز در محلی&nbsp;می ماند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.
کسی&nbsp;که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد یا ده روز  در محلی&nbsp;بماند و نیز کسی&nbsp;که مردد است که از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی  بماند اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را  تمام بخواند ولی اگر باقیمانده راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و  بخواهد برود و برگردد باید نماز را شکسته بخواند.
&nbsp;شرط پنجم: آن که برای&nbsp;کار حرام سفر نکند،  و اگر برای&nbsp; کار حرامی&nbsp;مانند دزدی&nbsp;سفر کند، باید نماز را تمام بخواند. و  همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آن که برای&nbsp;او ضرر داشته باشد، یا  زن بدون اجازه شوهر سفری&nbsp;برود که بر او واجب نباشد، ولی&nbsp;اگر مثل سفر حج  واجب باشد، باید نماز را شکسته بخواند.
سفری&nbsp;که اسباب اذیت پدر و مادر باشد حرام است و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگیرد.
کسی&nbsp; که سفر او حرام نیست و برای&nbsp;کار حرام هم سفر نمی کند اگر چه در  سفر، معصیتی&nbsp;انجام دهد مثلا غیبت کند یا شراب بخورد باید نماز را شکسته  بخواند.
اگر مخصوصا برای&nbsp;آن که کار واجبی&nbsp;را ترک کند مسافرت نماید  نمازش تمام است پس کسی&nbsp;که بدهکار است اگر بتواند بدهی خود را بدهد و طلبکار  هم مطالبه کند چنانچه در سفر نتواند بدهی خود را بدهد مخصوصا برای&nbsp;فرار از  دادن قرض مسافرت نماید باید نماز را تمام بخواند ولی&nbsp;اگر مخصوصا برای&nbsp; ترک  واجب مسافرت نکند باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم  شکسته و هم تمام بخواند.
اگر سفر او سفر حرام نباشد ولی&nbsp;حیوان سواری&nbsp;یا مرکب دیگری&nbsp;که سوار  است غصبی&nbsp;باشد نمازش شکسته است ولی&nbsp;اگر در زمین غصبی&nbsp;مسافرت کند بنابر  احتیاط واجب باید نماز را، هم شکسته و هم تمام بخواند.
کسی&nbsp; که با ظالم مسافرت می کند اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد باید نماز را تمام بخواند و اگر ناچار
باشد یا مثلا برای&nbsp;نجات دادن مظلومی&nbsp;با او مسافرت کند، نمازش شکسته است .
اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند.
اگر برای&nbsp;لهو و خوشگذرانی&nbsp;به شکار رود نمازش تمام است و چنانچه  برای&nbsp; تهیه معاش به شکار رود نمازش شکسته است و اگر برای&nbsp;کسب و زیاد کردن  مال برود احتیاط واجب آن است که نماز را، هم شکسته و هم تمام بخواند و باید  روزه نگیرد.
کسی&nbsp;که برای&nbsp;معصیت سفر کرده، موقعی&nbsp;که از سفر برمی گردد اگر توبه  کرده، باید نماز را شکسته بخواند و اگر توبه نکرده، و چیزی&nbsp;هم که بازگشت را  از جزئیت سفر معصیت خارج کند حادث نشده باشد باید تمام بخواند و احتیاط  مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
کسی&nbsp;که سفر او سفر معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد  چنانچه باقیمانده راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و  برگردد باید نماز را شکسته بخواند.
کسی&nbsp; که برای&nbsp;معصیت سفر نکرده اگر در بین راه قصد کند که بقیه راه را برای&nbsp;معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند ولی
نمازهایی&nbsp;را که شکسته خوانده صحیح است .
&nbsp; شرط ششم: آن که از صحرانشین هایی&nbsp;نباشد که در بیابانها گردش می کنند  و هر جا آب و خوراک برای&nbsp;خود و حشمشان پیدا کنند می مانند و بعد از  چندی&nbsp;به جای دیگر می روند و صحرانشینها در این مسافرتها باید نماز را تمام  بخوانند.
اگر یکی&nbsp;از صحرانشینها برای&nbsp;پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند، چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد احتیاطا
واجب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
اگر صحرانشین برای&nbsp;زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
شرط هفتم: آن که شغل او مسافرت نباشد، بنابراین  شتردار و راننده و چوبدار و کشتیبان و مانند اینها، اگرچه برای بردن  اثاثیه منزل خود مسافرت کنند، در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخوانند،  ولی&nbsp;در سفر اول اگرچه طول بکشد، نمازشان شکسته است .
کسی&nbsp;که شغلش مسافرت است اگر برای&nbsp;کار دیگری&nbsp;مثلا برای زیارت یا حج  مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند ولی اگر مثلا شوفر، اتومبیل خود را  برای&nbsp;زیارت کرایه دهد و در ضمن خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام  بخواند.
حمله دار یعنی&nbsp;کسی&nbsp;که برای&nbsp;رساندن حاجی ها به مکه مسافرت می کند  چنانچه شغلش مسافرت باشد باید نماز را تمام بخواند، و اگر شغلش مسافرت  نباشد، باید شکسته بخواند.
کسی&nbsp; که شغل او حمله داری&nbsp;است و حاجی ها را از راه دور به مکه می  برد، چنانچه تمام سال یا بیشتر سال را در راه باشد، باید نماز را تمام  بخواند.
کسی&nbsp; که در مقداری&nbsp;از سال شغلش مسافرت است ، مثل شوفری&nbsp;که فقط در  تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه می دهد، باید در سفری که مشغول به  کارش هست نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام  بخواند.
راننده و دوره گردی&nbsp;که در دو سه فرسخی&nbsp;شهر رفت و آمد می کند، چنانچه اتفاقا سفر هشت فرسخی&nbsp;برود ، باید نماز را شکسته بخواند.
کسی&nbsp;که شغلش مسافرت است، اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند، چه  از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد چه بدون قصد بماند، باید در سفر  اولی که بعد از ده روز می&nbsp;رود، نماز را شکسته بخواند.
کسی&nbsp;که شغلش مسافرت است، اگر در غیر وطن خود ده روز بماند در سفر اولی&nbsp;که بعد از ده روز می&nbsp;رود، باید نماز را
شکسته بخواند چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد یا نداشته باشد.
کسی&nbsp;که شغلش مسافرت است، اگر شک کند که در وطن خود یا جای&nbsp;دیگرده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.
کسی&nbsp;که در شهرها سیاحت می کند و برای&nbsp;خود وطنی&nbsp;اختیار نکرده ،
بایدنماز را تمام بخواند.
کسی&nbsp;که شغلش مسافرت نیست، اگر مثلا در شهری&nbsp;یا دهی&nbsp;جنسی دارد که برای حمل آن مسافرتهای&nbsp;پی&nbsp;در پی&nbsp;می کند باید نماز را شکسته بخواند.
کسی&nbsp;که از وطنش صرف نظر کرده و می خواهد وطن دیگری&nbsp;برای&nbsp;خود  اختیار کند، اگر شغلش مسافرت نباشد باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند. 
شرط هشتم: آن که به حد ترخص برسد،  یعنی&nbsp;از وطنش یا جایی که قصد کرده ده روز در آنجا بماند، به قدری&nbsp;دور شود  که دیوار شهر را نبیند و صدای اذان آن را نشنود، ولی&nbsp;باید در هوا غبار یا  چیز دیگری نباشد که از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیری&nbsp;کند، و لازم نیست  به قدری&nbsp;دور شود که مناره ها و گنبدها را نبیند، یا دیوارها هیچ پیدا  نباشد، بلکه همین قدر که دیوارها کاملا معلوم نباشد، کافی است .
کسی&nbsp;که به سفر می&nbsp;رود، اگر به جایی&nbsp;برسد که اذان را نشنود، ولی دیوار شهر را ببیند یا دیوارها را نبیند و صدای
اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آن جا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسافری&nbsp;که به وطنش برمی گردد، وقتی&nbsp;دیوار وطن خود را ببیند و صدای اذان آن را بشنود باید نماز را تمام بخواند ولی
مسافری که می خواهد ده روز در محلی&nbsp;بماند وقتی&nbsp;دیوار آن جا را ببیند و صدای&nbsp;اذانش را بشنود. بنابر احتیاط واجب باید
نماز را تأخیر بیندازد تا به منزل برسد، یا نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
هرگاه شهر در بلندی&nbsp;باشد که از دور دیده شود یا به قدری گود باشد که  اگر انسان کمی&nbsp;دور شود دیوار آن را نبیند کسی&nbsp;که از آن شهر مسافرت می کند،  وقتی به اندازه ای&nbsp;دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود دیوارش از آن  جا دیده نمی شد باید نماز خود را شکسته بخواند و نیز اگر پستی&nbsp;و بلندی&nbsp;خانه  ها بیشتر از معمول باشد باید ملاحظه معمول را بنماید.
اگر از محلی&nbsp;مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد وقتی به جایی&nbsp;برسد که  اگر آن محل دیوار داشت از آن جا دیده نمی شد باید نماز را شکسته بخواند.
اگر به قدری&nbsp;دور شود که نداند صدایی&nbsp;را که می شنود صدای اذان است یا  صدای&nbsp;دیگری، باید نماز را شکسته بخواند، ولی&nbsp;اگر بفهمد اذان می گویند و  کلمات آن را تشخیص ندهد باید تمام بخواند.
اگر به قدری&nbsp;دور شود که اذان خانه ها را نشنود ولی اذان شهر را که معمولا در جای&nbsp;بلند می گویند بشنود نباید نماز
را شکسته بخواند.
اگر به جایی&nbsp;برسد که اذان شهر را که معمولا در جای&nbsp;بلند می گویند  نشنود ولی&nbsp;اذانی&nbsp;را که در جای&nbsp;خیلی&nbsp;بلند می&nbsp;گویند بشنود، باید نماز را  شکسته بخواند.
اگر چشم یا گوش او، یا صدای&nbsp;اذان غیر معمولی&nbsp;باشد در محلی&nbsp;باید نماز  را شکسته بخواند که چشم متوسط، دیوار خانه ها را نبیند و گوش متوسط صدای  اذان معمولی&nbsp;را نشنود.
اگر بخواهد در محلی&nbsp;نماز بخواند که شک دارد به حد ترخص، یعنی جایی&nbsp; که اذان را نشنود و دیوار را نبیند رسیده یا نه،
باید نماز را تمام بخواند، و در موقع برگشتن اگر شک کند که به حد  ترخص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند، و چون در بعضی موارد اشکال پیدا می  کند باید آن جا نماز نخواند یا هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسافری&nbsp;که در سفر از وطن خود عبور می کند وقتی&nbsp;به جایی برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صدای&nbsp;اذان آن را بشنود
باید نماز را تمام بخواند.
مسافری&nbsp;که در بین مسافرت به وطنش رسیده، تا وقتی&nbsp;در آن جا هست باید  نماز را تمام بخواند ولی&nbsp;اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ  برود و برگردد وقتی&nbsp;به جایی&nbsp;برسد که دیوار وطن را نبیند و صدای&nbsp;اذان آن را  نشنود باید نماز را شکسته بخواند.
محلی&nbsp;را که انسان برای&nbsp;اقامت و زندگی&nbsp;خود اختیار کرده وطن  اوست چه در آن جا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آن جا را  برای&nbsp;زندگی اختیار کرده باشد. 
اگر قصد دارد در محلی&nbsp;که وطن اصیلش نیست مدتی&nbsp;بماند و بعد به جای دیگر رود، آن جا وطن او حساب نمی شود.
تا انسان قصد ماندن همیشگی&nbsp;در جایی&nbsp;که غیر وطن اصلی خودش است نداشته  باشد وطن او حساب نمی شود مگر آن که بدون قصد ماندن آن قدر بماند که مردم  بگویند این جا وطن او است .
کسی&nbsp; که در دو محل زندگی&nbsp;می کند مثلا شش ماه در شهری&nbsp;و شش ماه در  شهر دیگر می ماند، هر دو وطن او است . و اگر بیشتر از دو محل را  برای&nbsp;زندگی&nbsp;خود اختیار کرده باشد اشکال دارد و باید احتیاط مراعات شود.
در غیر وطن اصلی&nbsp;و وطن غیر اصلی&nbsp;که ذکر شد در جاهای دیگر اگر قصد  اقامه نکند نمازش شکسته است چه ملکی&nbsp;در آن جا داشته باشد یا نداشته باشد و  چه در آن جا شش ماه مانده باشد یا نه .
اگر به جایی&nbsp;برسد که وطن او بوده و از آن جا صرف نظر کرده نباید نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن دیگری&nbsp;هم برای
خود اختیار نکرده باشد.
مسافری&nbsp;که قصد دارد ده روز پشت سر هم در محلی&nbsp;بماند، یا می داند که  بدون اختیار ده روز در محلی&nbsp;می ماند، در آن محل باید نماز را تمام بخواند.
مسافری&nbsp; که می خواهد ده روز در محلی&nbsp;بماند لازم نیست قصد ماندن شب  اول یا شب یازدهم را داشته باشد و همین که قصد کند از اذان صبح روز اول تا  غروب روز دهم بماند باید نماز را تمام بخواند، و همچنین اگر مثلا قصدش این  باشد که از ظهر روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند، باید نماز را تمام  بخواند.
 
مسافری&nbsp;که می خواهد ده روز در محلی&nbsp;بماند در صورتی باید نماز را تمام بخواند که تمام ده روز را در یک جا بماند، پس اگر بخواهد مثلا ده روز در نجف و کوفه یا در تهران و شمیران بماند باید نماز را شکسته بخواند. 
 مسافری&nbsp;که می خواهد ده روز در محلی&nbsp;بماند اگر از  اول قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آن جا برود چنانچه جایی که  می خواهد برود خطه سور بلداقامت یا از بساتین و مزارع و باغات اطراف آن  باشد به مقداری&nbsp;که رفتن به آن جا منافی&nbsp;با صدق و اقامت در بلد نباشد باید  در تمام ده روز نماز را تمام بخواند ولی&nbsp;چنانچه بخواهد تا کمتر از چهار  فرسخ برود چنانچه در نیت او باشد که در بین ده روز فقط یک مرتبه برود و بیش  از دو ساعت رفتن و برگشتن را طول ندهد، در همه ده روز باید نمازش را تمام  بخواند.
&nbsp;
مسافری&nbsp; که تصمیم ندارد ده روز در جایی&nbsp;بماند مثلا قصدش این است که اگر  رفیقش بیاید یا منزل خوبی&nbsp;پیدا کند ده روز بماند باید نماز را شکسته  بخواند.
کسی&nbsp; که تصمیم دارد، ده روز در محلی&nbsp;بماند، اگر چه احتمال بدهد که  برای ماندن او مانعی&nbsp;برسد در صورتی&nbsp;که مردم به احتمال او&nbsp;اعتنایی&nbsp;نکنند  باید نماز را تمام بخواند.
اگر مسافر بداند که مثلا ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده و قصد کند که تا آخر ماه در جایی&nbsp;بماند باید نماز را تمام بخواند
ولی&nbsp;اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد کند که تا آخر ماه بماند، باید نماز را شکسته بخواند اگرچه از موقعی که
قصد کرده تا آخر ماه ده روز یا بیشتر باشد.
اگر مسافر قصد کند ده روز در محلی&nbsp;بماند، چنانچه پیش از خواندن یک  نماز چهار رکعتی&nbsp;از ماندن منصرف شود، یا مردد شود که در آن جا بماند یا به  جای دیگر برود، باید نماز را شکسته بخواند و اگر بعد از خواندن یک نماز  چهار رکعتی&nbsp;از ماندن منصرف شود یا مردد شود تا وقتی&nbsp;در آن جا هست باید نماز  را تمام بخواند.
مسافری&nbsp;که قصد کرده ده روز در محلی&nbsp;بماند اگر روزه بگیرد و بعد از  ظهر از ماندن در آن جا منصرف شود چنانچه یک نماز چهار رکعتی&nbsp;خوانده باشد  روزه اش صحیح است و تا وقتی&nbsp;در آن جا هست باید نمازهای&nbsp;خود را تمام بخواند و  اگر یک نماز چهار رکعتی نخوانده باشد روزه آن روزش صحیح است اما  نمازهای&nbsp;خود را باید شکسته بخواند و روزهای&nbsp;بعد هم نمی تواند روزه بگیرد.
مسافری&nbsp; که قصد کرده ده روز در محلی&nbsp;بماند اگر از ماندن  منصرف شود و شک کند پیش از آن که از قصد ماندن برگردد، یک نماز چهار  رکعتی&nbsp;خوانده، یانه باید نمازهای&nbsp;خود را شکسته بخواند. 
اگر مسافر به نیت این که نماز را شکسته بخواند مشغول نماز  شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند باید نماز را چهار  رکعتی&nbsp;تمام نماید. 
مسافری&nbsp;که قصد کرده، ده روز در جایی&nbsp;بماند، اگر در بین نماز چهار  رکعتی&nbsp;از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول رکعت سوم نشده، باید نماز را دو  رکعتی تمام نماید و بقیه نمازهای&nbsp;خود را شکسته بخواند، و اگر مشغول رکعت  سوم شده نمازش باطل است، و تا وقتی&nbsp;در آن جا هست باید نماز را شکسته بخواند  اگر چه داخل در رکوع رکعت سوم شده باشد.
مسافری&nbsp;که قصد کرده ده روز در محلی&nbsp;بماند اگر بیشتر از ده روز در آن  جا بماند تا وقتی&nbsp;مسافرت نکرده باید نمازش را تمام بخواند و لازم نیست  دوباره قصد ماندن ده روز کند.
مسافری که قصد کرده ده روز در محلی&nbsp;بماند باید روزه واجب را بگیرد و  می تواند روزه مستحبی&nbsp;را هم به جا آورد و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و  عشا را هم بخواند.
مسافری&nbsp;که قصد کرده ده روز در جایی&nbsp;بماند اگر بعد از خواندن یک نماز  چهار رکعتی&nbsp;بخواهد به جایی&nbsp;که کمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد به محل  اقامه خود، باید نماز را تمام بخواند.
مسافری&nbsp;که قصد کرده ده روز در جایی&nbsp;بماند اگر بعد از خواندن یک نماز  چهار رکعتی&nbsp;بخواهد به جای&nbsp;دیگری&nbsp;که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در  آن جا بماند باید در رفتن و در جایی&nbsp;که قصد ماندن ده روز کرده،  نمازهای&nbsp;خود را تمام بخواند ولی&nbsp;اگر در جایی&nbsp;که می خواهد برود هشت فرسخ یا  بیشتر باشد باید موقع رفتن نمازهای خود را شکسته بخواند و چنانچه در آن جا  قصد ماندن ده روز کرد، نمازش را تمام بخواند.
مسافری&nbsp;که قصد کرده ده روز در محلی&nbsp;بماند اگر بعد از خواندن یک نماز  چهار رکعتی&nbsp;بخواهد به جایی&nbsp;که کمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد  باشد که به محل اولش برگردد یا نه، یا به کلی از برگشتن به آن جا غافل  باشد، یا بخواهد برگردد، ولی&nbsp; مردد باشد که ده روز در آن جا بماند یا نه،  یا آن که از ده روز ماندن در آن جا و مسافرت از آن جا غافل باشد، باید از  وقتی&nbsp;که می رود تا برمی گردد و بعد از برگشتن نمازهای&nbsp;خود را تمام بخواند.
اگر به خیال این که رفقایش می خواهند ده روز در محلی بمانند قصد کند که ده روز در آن جا بماند و بعد از خواندن یک نماز
چهار رکعتی&nbsp;بفهمد که آنها قصد نکرده اند اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتی&nbsp;که در آن جا هست باید نماز را تمام بخواند.
اگر مسافر بعد از رسیدن به هشت فرسخ، سی&nbsp;روز در محلی&nbsp;بماند و در  تمام سی&nbsp;روز در رفتن و ماندن مردد باشد بعد از گذشتن سی&nbsp;روز اگر چه مقدار  کمی&nbsp;در آن جا بماند باید نماز را تمام بخواند ولی&nbsp;اگر پیش از رسیدن به هشت  فرسخ ، در رفتن بقیه راه مردد شود، از وقتی&nbsp;که مردد می شود باید نماز را  تمام بخواند.
مسافری که می خواهد نه روز یا کمتر در محلی&nbsp;بماند اگر بعد از آن که  نه روز یا کمتر در آن جا ماند بخواهد دوباره نه روز دیگر یا کمتر بماند  همین طور تا سی&nbsp;روز، روز سی&nbsp;و یکم باید نماز را تمام بخواند.
مسافری&nbsp;که سی&nbsp;روز مردد بوده، در صورتی&nbsp;باید نماز را تمام بخواند که سی&nbsp;روز را در یک جا بماند.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>داستان ها و حکایات نماز</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/داستان-ها-و-حکایات-نماز</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/داستان-ها-و-حکایات-نماز</guid>

<description><![CDATA[
کمک به دیگران درحال نماز
زکریای اعور &ndash; که از فقها و محمدتین شیعی قرن اول و دوم هجری و شاگرد امام کاظم (ع) نیز بوده است&nbsp; می&zwnj;گوید : 
&laquo;&zwnj;امام  موسی کاظم (ع) را درحال نماز خواندن دیدم. پهلوی ایشان پیرمردی سالخورده  نشسته بود که......
کمک به دیگران درحال نماز
زکریای اعور &ndash; که از فقها و محمدتین شیعی قرن اول و دوم هجری و شاگرد امام کاظم (ع) نیز بوده است&nbsp; می&zwnj;گوید : 
&laquo;&zwnj;امام  موسی کاظم (ع) را درحال نماز خواندن دیدم. پهلوی ایشان پیرمردی سالخورده  نشسته بود که اراده کرد از جای برخیزد. عصایی داشت آن را جستجو می&zwnj;کرد تا  به دست آورد. امام با آنکه در نماز ایستاده بود، خم شد و عصای پیرمرد را  برداشته به دستش داد و به موضع نماز خود برگشت.&raquo; 

زن مومنه و نماز اول وقت 

آورده  اند که روزی زن صالحه&zwnj;ای به مجلس و اعظی رفت و آن واعظ می گفت هر مومن و  هر مومنه&zwnj;ای که در اول وقت نماز کند و کارهای دنیانرکده بنماز مشغول شود  حقتعالی به نور خود دل او را روشن گرداند و مهمات دنیا و آخرت او را بسازد و  او را از شرّ نگاه دارد آن زن چون حدیت را بشنید همیشه در اول وقت نماز می  گزارد روزی تنور تافته تا نان بپزد بانک اذان شنید و کودکی داشت بگریستن  انم و خمیر ترش گردیده بود چنانکه از کنار ظرف بیرون آمده آن زن با خود گفت  مرا سه کار ضروری پیش آمده هیچ به از آن نیست که همه را بگذارم و اول نماز  را بجای آورم که رضای خدا در آنست پس بنماز ایستاد .
شیطان  که آنحال را بدید فریاد برآورد یاران او حاضر شده دور او را گرفته و گفتند  ای مهربان ترا چه واقع شده آن ملعون گفت مرا دردسر گرفته از کردار این زن  که سجده می&zwnj;کند گفتند ای مهمتر چون بنماز ایستاد کودک او را در میان تنور  انداز پس آن ملعون کودک او را در تنور انداخت او در میان تنور آواز کشید و  آواز بگوش مادر رسید غم در دلش پیچید خواست که نماز را قطع کند باز در دل  گفت روی از خدا گردانیدن از وسوسه شیطان است با خاطر جمع نماز را تمام کرده  برخاست و بسر تنور رفت و دید بقدرت حقتعالی کودک در میان آتش بازی می کند  پس سجده شکر بجای آورده او را از میان آتش به سلامت بیرون آورد و پستان به  دهنش نهاد و بعد به پختن نان مشغول شد(منبع کلیات جامع التمثیل صفحه 222). 
اینچنین  است با خدا معامله کردن ، اگر یقین انسان به خدا زیاد باشد صددرصد در تمام  شئون زندگی مثل این نماز خواندن خواهد بود. و خداوند بندگانش را یاری می  کند همانطوری که حضرت ابراهیم (علیه السلام) را در آتش نمرود نگهداشت .
خاطره ای از بهلول 

جناب  حاج شیخ محمد تقی بهلول برای این جانب رجایی خراسانی نقل کرد که: در اوان  طفولیت به اتفاق مادرم به گناباد می&zwnj;رفتیم آن زمان ماشین نبود یا خیلی کم  بود سوار بردرشکه بودیم وقت نماز رسید مادرم به درشکه چی گفت وقت نماز است  نگهدار درشکه چی اعتنایی نکرد و گفت توی این بیابان کجا وقت نماز است.ولی مادرم اصرار می کرد تا به آب انباری رسیدیم مادرم گفت باید نگهداری والا من پیاده می&zwnj;شوم. درشکه چی گفت : پیاده شو من اینجا توقف نمی کنم سرانجام مارا پیاده کرد و رفت!من  و مادرم در بیابان تنها ماندیم مادرم نمازش را بدون دغدغه و اضطراب خواند و  مشغول تعقیبات شد من که کودک بودم خیلی نگران و ناراحت بودم و گریه می  کردم مادرم مرا تسلی می داد و می گفت نگران نباشد خدا با ماست کم کم داشت  دیر می&zwnj;شد می ترسیدیم شب شود و ما در بیابان بمانیم در این هنگام دیدیم  درشگه&zwnj;ای از دور می آید وقتی به ما رسید ایستاده معلوم شد فرماندار گناباد  است .من و مادرم را سوار درشگه کرد و چون نامحرم بود فرماندار پهلوی درشگه چی نشست و ما را با عزت و احترام به گناباد رسانید!
در  نتیجه چون مادرم به نماز اهمیت داد خدا هم یاری کرد و ما را به مقصد  رسانید. (ماخذ: بهلول واعظ معروفی است که در زمان رضاخان در مسجد گوهرشاد  مشهد مردم را علیه بی حجابی شورانید) 

گمانم نماز نمی خوانی 

پیغمبر  خدا(ص) و جمعی از اصحاب نشسته بودند که ناگهان زنی صیحه زنان دیوانه وار  وارد شد عرض کرد یا رسول الله سخنی محرمانه دارم اطرافیان بروند با شما کار  دارم.
اصحاب رفتند آن زن گریه کرد گفت یا رسول الله ، گناه کردم گناهم خیلی بزرگ است!!
رسول خدا(ص) فرمود : رحمت خدا از آن بزرگتر است 
گناه  هرچه بزرگ باشد نباید از رحمت خدا ناامید شد. هرچه گناه بزرگ و طولانی  باشداگر توبه کند و تلاتم درونی پیدا کند گناهش آمرزیده می شود در اسلام بن  بست نیست پیغمبر اکرم(ص) فرمودند گناهت چیست؟ عرض کرد یا رسول الله زنا  کردم آبستن شدم بچه به دنیا آمد او را در خمره سرکه خفه کردم بعد هم سرکه  های نجس را به مردم فروختم . گناه خیلی بزرگ است پیغمبر خیلی متأثر شد خیلی  ناراحت شد حکمش را فرمود.
امامقصود  اینجاست&zwnj;حضرت فرمود: ای&zwnj;خانم می&zwnj;خواهی به توبگویم چرادراین چاه افتاده ای ؟  یعنی بعضی اوقات چرا آدم توی چاه می افتد که دیگر نمی شود از این چاه  بیرون بیاید. و اگر دنیا دست به دست هم بدهند و بخواهند او را نجات دهند  نمی شود.
فرمود می خواهی به تو بگویم چرا درون این چاه افتادی؟
خیال  می کنم نماز نمی خوانی چون نماز نمی&zwnj;خوانی رابطه&zwnj;ات باخدا قطع  است&zwnj;دست&zwnj;عنایت خدا روی سرت نیست از این جهت در این چاه پر فلاکت افتادی  اِنَّی ظَنَنْتُ اَنَّکِ تَرکَتِ صَلواةَ اَلعَصْر. 
این روایت به ما چه می گوید: 
این  روایت هم جنیه منفی دارد هم جنبه مثبت ، اما جنبه منفی آن به ما می گوید  که اگر یک زن یا مردی به نماز اهمیت ندهد در چاه می افتد بدبخت می شود سک  وقت کاری می کند که آبروی پنجاه ساله اش را آبروی خانواده اش را بکلی از  بین می برد این جنبه منفی اش آدم بی نماز آدمی که به نماز اهمیت ندهد به  گفته این عبارت کارش مشکل است آخرتش بماند کارش مشکل است مشکل.
جنبه  مثبت هم دارد این روایت به ما می گویداگر کسی به نماز اهمیت بدهد نماز  نیروی خارجی برای عقل و روحش و برای آن بُعد معنویش می فرستد و بُعد معنویش  غلبه پیدا می کند می تواند آن بُعد مادیش را زمین بزند و قرآن هم همین را  می گوید:
وَ اسْتَعینوُا بِاالصَّرِ وَ الصَّلواةِ
کمک  بجوئید در چه چیزی برای چه؟ بعنی درون تو جنگ است نظامی می خواهد از برون  باید نظامی و اسلحه اش بفرستی اسلحه برونیش اهمیت دادن به واجبات است  مخصوصاً نماز.
در سوره ماعون دقّت کنید می فرماید:
فَوَیْلَ لِلمُصلَّینَ اَلَّذینَ هُم عَنْ صَلواتِهِم ساهُونَ
وای بر کسی که در نمازش سهل انگاری کند نه اینکه نماز نخواند نماز می خواند اما سهل انگار است یعنی نماز اول وقت نمی خواند.
از  امام صادق علیه السلام پرسیدند که سهل انگاری در نماز یعنی چه؟ فرمودندک  معنایش این است که کار دنیا را بر آخرتش مقدّم بدارد اول نهار یا شام می  خورد بعد نماز می خواند نماز برایش سنگینی است قرآن می فرماید: وَاِنَّها  لَکَبیرةٌ اِلاّ عَلَی الخاشِعین. ( بقره 45)
بعضی اوقات ما حاضریم یک ساعت ، دو ساعت سرپا بایستیم با هم حرف بزنیم هیچ چیزمان نشود، خیلی هم با نشاط هستیم.
امّا  همین ما که دو ساعت سرپا ایستاده ایم و با هم حرف زده ایم ولی موقع نماز  کوبیده و خسته ایم، حال نماز نداریم، نمازی که اگر خیلی عالی بخوانیم بیشتر  از یک ربع طول نمی کشد و می خواهیم در پنج دقیقه تمام کنیم.
لذا از اول شب تا ساعت دوازده می نشینید هیچ چیزش نیست اما وقتی به نماز می رسد می خواهد در پنج دقیقه تمامش کند چرا؟
قرآن  می فرماید وای بر چنین نمازگزاران نمازگزاری که نماز برایش اهمیت و ارزشی  ندارد هر چیزی را ارزش قائل است ولی نماز را سرسری می گیرد و بی اعتنایی می  کند.( کتاب جهاد با نفس جلد1 ص73 با مختصر تغییر).
اول نماز بعد کارهای دیگر 

خواجه  منصور وزیر سلطان طغری مردی بود دانا و لایق و با شخصیت و خداپرست و  درستکار ، او در انجام وظایف دینی مراقب کامل داشت معمولاً همه روزه پس از  انجام نماز صبح مدتی روی می نشست و دعاها و ذکرهایی می خواند پس از آنکه  آفتاب طلوع می کرد جامه وزارت می پوشید و به دربار می رفت.
روزی  سلطان طغری وزیر را قبل از طلوع آفتاب احضار کرد مأمورین به منزل وی رفتند  و او را در حال خواندن دعا دیدند امر پادشاه را ابلاغ کردند ولی وزیر به  گفته آنان توجهی نکرد و همچنان به خواندن دعاها ادامه داد.
مأمورین  بی اعتنایی او را بهانه کرده و به عرض رسانیدند که وزیر نسیت به اوامر  پادشاه احترام نکرده و با این سخن سلطان طغری را یه سختی خشمگین کردند،  وزیر پس از فراغت سوار شد و به دربار آمد ، به محض ورود، شاه با تندی به وی  گفت: چرا دیر آمدی ؟
وزیر در کمال قوت نفس و آرامش خاطر عرض کرد:
ای پادشاه من ینده خداوندم و چاکر سلطان طغری ، تا از یندگی خدا فارغ نشوم نمی توانم به وظائف چاکری پادشاه قیام نمایم!
گفتار  محکم پر از حقیقت وزیر، شاه را سخت تحت تاثیر قرار داد و دیده اش را اشک  آلود کرد و به وزیر آفرین گفت و سفارش کرد همواره به این روش ادامه بده و  بندگی خدا را بر چاکری ما مقدّم بدار تا از برکت آن امور کشور همواره بر  نظم صحیح استوار بماند(منبع: داستانهای نماز ص 48)

سلمان و نماز اول وقت 

نقل  شده که روزی سلمان بخانة حضرت زهرا (ع) آمد دید که آنحضرت نشسته نزد  آسیابی و جو از برای فرزندان خود آسیاب می کند و دست مبارکش مجروح گردیده و  پینه کرده و خون بر چوب آسیا روان شده و حضرت امام حسین(ع) در گوشه خانه  از گرسنگی گریه و اضطراب می کند.
سلمان  عرض کرد: ای دختر رسول خدا (ص) چرا دستهای شما از آسیاب مجروح شده و پینه  کرده است؟ این فضّه کنیز شما حاضر است چرا این خدمت را به او واگذار نمی  کنی و خود را به زحمت می اندازی ؟ فرمود: حضرت رسول خدا(ص) مرا وصیت کرده  است که خدمت خانه بک روز با فضّه باشد و یک روز با من! دیروز نوبت فضّه بود  . سلمان عرض کرد: من بنده آزاد کرده شمایم بفرمائید که حضرت حسین(ع) را  خاموش کنم یا آسیاب را بگردانم؟
حضرت  فرمود که من حسین را بهتر می توانم تسکین بدهم تو آسیاب را بگردان ، چون  سلمان مقداری جو آرد کرد و دستاس نمود (در این هنگام وقت نماز رسید و صدای  اذان بلند شد)
همینکه  سلمان صدای اذان را شنید آماده نماز شد و برای نماز به مسجدرفت پس از ادای  نماز آنچه دیده بود برای حضرت امیرالمؤمنین (ع) نقل کرد آنحضرت از شنیدن  این قضّیه گریان شد و بخانه برگشت ولی چیزی نگذشت که امیرالمؤمنین (ع) با  تبّسم به مسجد آمد رسول خدا(ص) از سبب خنده و تبّسم آنحضرت پرسیدند؟  امیرالمؤمنین (ع) گفت: 
چون  به خانه برگشتم فاطمه (ع) را دیدم که برپشت خوابیده بود و فرزندم حسین(ع)  در روی سینه اش بخواب رفته و آسیاب بدون آنکه دستی پیدا باشد برخود می  گردید! 
رسول  خدا (ص) تبّسم کرده فرمود: یا علی مگر نمی دانی که خدا را فرشتگانی است که  در روی زمین می گردند و به محمّد و آل محمّد(ص) تا روز قیامت خدمت می  کنند.(منبع : ترجمه بیت الاحزان ص38).
غزوه ذات الرّقاع 

بیش  از پنج سال بود که رسول خدا(ص) از مکه معظمه به مدینه هجرت کرده بودند  جنگهای مهم بدر و احد و احزاب را باهمه سختی ها و مشکلاتش پشت سر گذاشته  بودند در این هنگام خبر آوردند که قبیله های غطفان و بنی محارب و انمار و  ثعلبه تدارک جنگ می بینند و خود را آماده می کننده تا به مدینه حمله کنند!
پیامبر  بزرگ اسلام با لشگری مرکب از هفتصد مرد جنگی بسوی آنان روانه و در ذات  الرّقاع فرود آمدند طرفین صف آرائی کرده و آماده جنگ شدند.
دلهره  و نگرانی بر دشمن غلبه کرده و بیم و هراس دلهای آنها را پر کرده بود بعضی  از مشرکین که شتابزده از مسیر لشگر اسلام فرار کرده بودند زنانشان به اسارت  مسلمانها درآمده بود.
لحظات  بسیار حساسی بود در این هنگام مسلمانها متوجه شدند که وقت نماز ظهر است و  باید این فریضه الهی را انجام دهند لشگر دشمن مقابل آنها در طرف قبله قرار  دارد.
پیامبر  اسلام جلو ایستاد مسلمانان پشت رسول خدا(ص) به تماز ایستادند و نماز ظهر  را به جماعت خواندند و کفار از دور آنها را می دیدند و رکوع و سجودشان را  مشاهده می کردند.
بعد  از نماز کفار متوجه شدند که این عبادت ، آنها بوده ، گفتند ای کاش در حال  نمازشان حمله می کردیم و آنها را از بین می بردیم! یکی از آنها گفت نگران  نباشید اینها غیر از این نماز یک نماز دیگر که وقتی مشغول آن شدند ما حمله  می کنیم در این هنگام جبرئیل امین نازل شد و این آیه مبارکه را آورد :
وَاِذا  کُنْتَ فیهِم فَاَقَمت لَهُمُ الصَّواة فَلتَقُم طائِفةٌ مِنْهُم مَعَکَ  وَلْیَأخُذُوا اسلِحَتَهُم فَاِذا سَجَدُوا فَلیَکونُو مِن وَرائِکُم  الخ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;  سوره نساء آیه 102
که  خلاصه معنی آیه مبارکه اینستکه وقت نماز، مسلمانها باید دو فرقه شوند وقتی  پیامبر اکرم به نماز ایستاد یک عده از مسلمانها با اسلحه شان بیایند اقتدا  کنند و رکعت اول&nbsp; را با پیامبر (ص) بخوانند و در رکعت دوّم قصد فرادی کنند  و نماز را سلام دهند.
وبروند  در مقابل کفار قرار بگیرند و آن عده دیگر مسلمانها که نماز نخوانده اند  بیایند و در رکعت دوّم با پیامبر اکرم(ص) اقتدا کنند و وقتی که رسول خدا  خواست سلام دهد اینها بلند شوند و رکعت دوّم نماز را خودشان بخوانند که  اینگونه نماز را نماز خوف می نامند و این یک معجزه ای بود از رسول اکرم (ص)  که آن حضرت نماز ظهر را با همه اصحاب با جماعت خواند و کفار چون مشاهده  کردند تصمیم گرقتند که در نماز عصر حمله کنند این آیه نازل شد و حضرت نماز  عصر را به این کیفیت انجام دادند و تمام نقشه های کفّار نقش بر آب شد.
آنها  نماز را در اول وقت با جماعت در مقابل دشمن بجا آوردند و بعد از به جنگ  پرداختند و دشمن را تارو مار کردند و غنائم بسیاری هم نصیب آنها گردید(منبع  تفسیرمنهجالصادقین ج 3 ص100)
ظهر عاشورا 

حرارت  خورشید همه جا را پر کرده ، لهیب سوزانی از زمین کربلا بلند می شود ، در  صف در مقابل یکدیگر صف آرائی کرده اند حق و باطل ، کفر و ایمان ، ظالم و  مظلوم.
از  یک طرف صدای عربدة دیو صفتان گمراه و ددمنشان بگوش می رسد کح حُبّ جاه و  مقام و عشق مال و منال چشم و گوش جان آنها را کوروکر نموده و در مقابل امام  زمانشان قرار گرفته اند.
از  طرف دیگر صدای مردانی بگوش میرسد که عشق به شهادت و دوستی خدا و دین خدا و  علاقه بمولایشان حسین(ع) آنچنان شور و هیجانی در انها بوجود آورده که  حاضرند هزار بار کشته شوند و زنده شوند و به امام زمانشان صدمه ای وارد  نشود.
در  این گیر و دار که خاندان نبوت در محاصره هزاران گرگ خونخوار قرار گرفته  صدای العطش اطفال معصوم و فرزندان پیامبر بلند است، و هر لحظه جنازه شهیدی  را می آوردند در این هنگام ، ابوثمامه صیداوی که نامش عمروبن عبدالله است  چون دید وقت زوال ظهر است&nbsp; به مولایش حسین (ع) عرض کرد :
جانم  به قربانت اینها آماده جنگند و من تا کشته نشوم نمی گذارم شما کشته شوید و  دوست دارم که این نماز ظهر را پشت سر شما بخوانم آنگاه خدای خویش را  ملاقات کنم!
حضرت رو به آسمان کرده برایش دعا کرد و فرمود:
جَعَلَکَ اللهُ مِنَالمُصَلّین. نَعم هذا اَوّلُ وَقْتِها
خداوند ترا از نمازگزاران قرار دهد آری اکنون اول وقت نماز است سپس فرمود از اینها بخواهید تا دست از جنگ بردارند تا مانماز بگذاریم.
حصین ابن نمیر فریاد زد که نماز شما مقبول درگاه خدا نیست!!
حبیب ابن مظاهر فرمود: ای غدّار نماز پسر رسول خدا(ص) قبول نمی شود نماز تو قبول می شود؟!
آنگاه  بر او حمله کرد و با ضربتی او را از مرکب به زمین انداخت ولی اطرافیانش به  یاریش شتافتند و او را از چنگ حبیب نجاتش دادند امام حسین(ع) با عده ای از  اصحاب آماده نماز شدند، زهیربن قین و سعیدبن عبدلله جلوی امام حسین (ع)  ایستادند و خود را هدف تیرو نیزه دشمنان قرار دادند.
تا نماز خود به پا داردامام&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پیشمردانش بصف اندر شدند
در مسیر بارش طوفات تیر&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;پیش پایش لاله گون پرپر شدند
روایت  شده که سعیدبن عبدلله حنفی در پیش روی آحضرت ایستاد و خود را هدف تیر  نموده بود و هرکجا آن حضرت به راستو چپ حرکت می کرد در پیش روی آن حضرت بود  تا روی زمین افتاد و در این حال می گفت:
خدایا لعن کن این جماعت را لعن عاد و ثمود
ای پروردگار من سلام مرا به پیغمبر خود برسان و ابلاغ کن او ار آنچه به من رسید.
از جراحت زخم زیرا قصد من نصرت و یاری فرزندان پیغمبر توست این بگفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد ( مآخذ: بحارجلد45 ص21)
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تقویم و اعمال ماه رجب</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/تقویم-و-اعمال-ماه-رجب</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/تقویم-و-اعمال-ماه-رجب</guid>

<description><![CDATA[
ماه رجب؛ ماه خدا
                                      
ماه رجب از جمله ماه&zwnj;های بسیار پر فضیلت در اسلام است که بسیاری از معصومان  به ویژه پیامبر مکرم اسلام (ص) بر انجام اعمال عبادی در آن تاکید فراوان  کرده&zwnj;اند.
&nbsp;
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) مشروح تقویم و اعمال ماه رجب بنا بر منابع دینی به شرح زیر است:
&nbsp;
                                      
ماه رجب از جمله ماه&zwnj;های بسیار پر فضیلت در اسلام است که بسیاری از معصومان  به ویژه پیامبر مکرم اسلام (ص) بر انجام اعمال عبادی در آن تاکید فراوان  کرده&zwnj;اند.
&nbsp;
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) مشروح تقویم و اعمال ماه رجب بنا بر منابع دینی به شرح زیر است:
&nbsp;
روز اول: مطابق بعضی از روایات، روز ولادت امام محمد باقر (ع) در سال 57 هجری.
&nbsp;
روز سوم: روز شهادت امام علی النقی (ع) در سال 254 هجری.
 روز دهم: روز ولادت امام محمد تقی (ع) طبق بعضی از روایات.
&nbsp;
روز سیزدهم: روز ولادت امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع) در داخل کعبه؛ 12 سال قبل از بعثت رسول خدا (ص).
&nbsp;
روز پانزدهم: مطابق برخی از نقل&zwnj;ها، روز وفات حضرت زینب کبری (س) در سال 63 هجری.
&nbsp;
روز هجدهم: روز وفات جناب ابراهیم، فرزند رسول خدا (ص).
&nbsp;
روز بیست و پنجم: روز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) در سال 183 هجری.
&nbsp;
روز بیست و ششم: مطابق روایتی، روز وفات حضرت ابوطالب (ع).
&nbsp;
روز بیست و هفتم: بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص).
&nbsp;
ماه رجب و ماه&zwnj;های شعبان و رمضان، از ماه&zwnj;های بسیار پرفضیلت هستند و از  تعبیرات بعضی از روایات این&zwnj;گونه برمی&zwnj;آید که ماه رجب در میان این سه ماه،  امتیاز خاصی دارد؛ تا آنجا که ماه رجب &laquo;ماه خدا&raquo; نامیده شده و ماه شعبان  &laquo;ماه پیامبر&raquo; و ماه مبارک رمضان &laquo;ماه امت&raquo;.
&nbsp;
ماه رجب یکی از ماه&zwnj;های حرام است که آغاز و ادامه جنگ در آن با دشمنان  اسلام حرام است (مگر جنگ دفاعی) و جنایات نیز در این ماه&zwnj;ها (ماه&zwnj;های حرام)  دیه سنگین&zwnj;تری دارد.
&nbsp;
پیغمبر اکرم (ص) ماه رجب را &laquo;ماه أصَبّ&raquo; نامیده&zwnj;اند زیرا رحمت خدا در این ماه بر امت فرو می&zwnj;ریزد.
&nbsp;
از روایات متعددی که درباره روزه&zwnj;های ماه رجب حتی یک روز از آن وارد شده  است، اهمیت فوق&zwnj;العاده این ماه و عبادت و خودسازی در آن کاملا روشن می&zwnj;شود  که در اینجا به گوشه&zwnj;ای از آن اشاره می&zwnj;شود:
&nbsp;
1- مرحوم &laquo;شیخ صدوق&raquo; به سند معتبر از امام صادق (ع) نقل می&zwnj;کند که یکی از  یاران آن حضرت در اواخر ماه رجب خدمتشان رسید. چون نظر مبارک امام (ع) به  او افتاد، فرمودند: آیا در این ماه روزه گرفته&zwnj;ای؟ عرض کرد: نه. فرمودند:  آن قدر ثواب از تو فوت شده است که اندازه آن را کسی جز خدا نمی&zwnj;داند. این  ماه، ماهی است که خداوند آن را بر سایر ماه&zwnj;ها برتری بخشیده و احترام آن را  عظیم شمرده و برای روزه داشتن آن، پاداش&zwnj;های مهمی قرار داده است. آن مرد  عرض کرد: آیا اگر در بقیه این ماه روزه بدارم، به بخشی از ثواب می&zwnj;رسم؟  امام (ع) فرمودند: آری. سپس ثواب&zwnj;های مهمی برای کسی که فقط روز آخر ماه یا  دو روز آخر ماه یا سه روز آخر ماه را روزه بدارد، بیان فرمودند؛ مانند نجات  از سکرات مرگ، عذاب قبر و لغزش بر صراط و شداید قیامت و نایل شدن به برائت  و رهایی از آتش دوزخ.
&nbsp;
2 - در حدیث دیگری آمده است: &laquo;رجب&raquo; نام نهری است در بهشت، از شیر سفیدتر و  از عسل شیرین&zwnj;تر. هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد، از آن می&zwnj;نوشد.
&nbsp;
3- در حدیث دیگری از رسول خدا (ص) می&zwnj;خوانیم که هر کس یک روز از این ماه را  روزه بگیرد، خشنودی عظیم خدا را به دست آورده است، خشم الهی از او دور  می&zwnj;شود و درهای جهنم به روی او بسته خواهد شد.
&nbsp;
4- هر کس سه روز از این ماه را که پنج&zwnj;شنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد،  فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماه&zwnj;های حرام. در روایتی از رسول خدا  (ص) آمده است: هرگاه کسی نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز 100 مرتبه  این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد: &laquo;سُبْحانَ اللهِ  الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ  الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ  اَهْلٌ منزه است خدای بزرگ، منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز برای او  شایسته نیست، منزه است خدای برتر و کریم&zwnj;تر، منزه است آنکه لباس عزت در بر  دارد و شایسته آن است.&raquo;
&nbsp;
از مجموع احادیث بالا و دیگر احادیث به خوبی روشن می&zwnj;شود که این ماه، ماه  تهذیب نفوس و خودسازی و آغاز یک دوره جدید سیر و سلوک الی الله است که از  ماه رجب آغاز و به ماه مبارک رمضان منتهی می&zwnj;شود. خوشا به حال آنان که قدر و  منزلت این سه ماه را بدانند و از آن بهره کافی ببرند.
&nbsp;
&nbsp;
اعمال مشترک این ماه
&nbsp;
این اعمال که مخصوص روز معینی نیست بلکه در تمام ماه انجام می&zwnj;شود، بسیار است؛ از جمله:
&nbsp;
در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند: یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ  السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة؛ ای که مالک  حاجات خواستارانی و ای&zwnj; که نهاد خاموشان دانی برای هر خواسته&zwnj;ای، مِنْکَ  سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ. اللّهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ  واَیادیکَ الفاضِلَةُ؛ از جانب تو گوشی شنوا و پاسخی آماده است خدایا به حق  وعده&zwnj;های راستت و نعمت&zwnj;های بسیار، وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ  اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَآلِ محمد؛ و رحمت وسیعت از تو خواهم که  درود فرستی بر محمّد و آل محمد، واَنْ تَقْضِیَ حَوائِجی لِلدُّنْیا  وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ؛ و حوایج دنیا و آخرتم را  برآوری که به راستی تو بر هر چیز توانایی.
&nbsp;
همچنین رسول خدا (ص) فرموده&zwnj;اند: هر کس در ماه رجب 100 مرتبه بگوید  &laquo;أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ  لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ&raquo; و در پایان صدقه&zwnj;ای بدهد، خداوند کارش را به  رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس 400 مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را  دارد.
&nbsp;
همچنین ایشان فرمودند: کسی که در ماه رجب هزار مرتبه &laquo;لا اِلهَ اِلاَّ اللّه&raquo; بگوید، خداوند برای او حسنات فراوانی می&zwnj;نویسد.
&nbsp;
در روایتی آمده است: &laquo;هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، 70 مرتبه و شبانگاه  نیز 70 مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن،  دست&zwnj;ها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَیَّ اگر در  همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضی خواهد بود...&raquo;.
&nbsp;
در طول این ماه هزار مرتبه بگوید &laquo;اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ  الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ&raquo; تا خداوند رحمان وی را  بیامرزد.
&nbsp;
&laquo;سیّد بن طاووس&raquo; در &laquo;اقبال&raquo; فضیلت فراوانی برای خواندن سوره &laquo;قل هو الله  احد&raquo; در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا (ص) روایت کرده است که  هر کس با نیت پاک در ماه رجب، 10 هزار مرتبه سوره &laquo;قل هو الله احد&raquo; را  بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالی که از گناه پاک باشد مانند روزی که از  مادر متولد شده است و 70 فرشته به استقبال او می&zwnj;آیند و به وی بشارت بهشت  را می&zwnj;دهند.
&nbsp;
همچنین آن حضرت برای هزار بار خواندن سوره &laquo;قل هو الله احد&raquo; در این ماه و حتی 100 بار نیز پاداش زیادی ذکر کرد.
&nbsp;
در روایتی از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: &laquo;هر کس یک روز از  ماه رجب را روزه بدارد و چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و  در رکعت اول 100 مرتبه &laquo;آیة&zwnj;الکرسی&raquo; بخواند و در رکعت دوم 200 مرتبه &laquo;قل  هو الله احد&raquo;، پیش از مردن جای خود را در بهشت می&zwnj;بیند و یا دیگری جای او  را ببیند (و برای او توصیف کند)&raquo;.
&nbsp;
&nbsp;
لیلة الرّغائب
&nbsp;
اولین شب جمعه ماه رجب را &laquo;لیلة الرّغائب&raquo; گویند. رسول خدا (ص) در روایتی  که فضیلت ماه رجب را بیان می&zwnj;کرد، فرمودند: &laquo;از اولین شب جمعه ماه رجب غافل  نشوید که فرشتگان آن را &laquo;لیلة الرغائب&raquo; نامیدند.&raquo;
&nbsp;
آنگاه رسول خدا (ص) اعمالی را برای آن شب به این کیفیت بیان فرمود: &laquo;روز  پنج&zwnj;شنبه اول ماه را روزه می&zwnj;گیری. چون شب جمعه فرا رسید، میان نماز مغرب و  عشا 12 رکعت نماز می&zwnj;گزاری (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت از آن،  یک مرتبه سوره &laquo;حمد&raquo; و سه مرتبه &laquo;إنا انزلناه&raquo; و 12 مرتبه &laquo;قل هو الله احد&raquo;  را می&zwnj;خوانی. پس از اتمام نماز 70 مرتبه می&zwnj;گویی: أللّهُمَّ صَلِّ عَلی  مُحَمَّد النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَ عَلی آلِهِ آنگاه به سجده می&zwnj;روی و 70  بار می&zwnj;گویی: &laquo;سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ&raquo; سپس سر  از سجده برمی&zwnj;داری و 70 بار می&zwnj;گویی: &laquo;رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ  تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أنْتَ العَلِیُّ الاْعْظَمُ&raquo; بار دیگر  نیز به سجده می&zwnj;روی و 70 مرتبه می&zwnj;گویی: &laquo;سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ  الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ&raquo; آنگاه حاجت خود را می&zwnj;طلبی که ان&zwnj;شاءالله  برآورده خواهد شد.
&nbsp;
رسول خدا(ص) در فضیلت این اعمال فرمود: &laquo;کسی که چنین نمازی را بخواند، خداوند همه گناهانش را بیامرزد...&raquo;
&nbsp;
&nbsp;
عمره رجبیه
&nbsp;
انجام &laquo;عمره&raquo;، در ماه رجب فضیلت فراوان دارد. طبق روایات اهل بیت (ع) &laquo;عمره&raquo; در ماه رجب فضیلتی هم&zwnj;ردیف حج (تمتع) دارد.
&nbsp;
در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: &laquo;اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضیلت&zwnj;ترین عمره، عمره در ماه رجب است&raquo;.
&nbsp;
&nbsp;
شب اوّل ماه
&nbsp;
انجام اعمالی در این شب با ارزش، مورد سفارش است
&nbsp;
اول: از رسول خدا (ص) نقل شده است که به هنگام رویت هلال ماه رجب،  این دعا را می&zwnj;خواند: اَللّهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاَْمْنِ وَ  الاْیمانِ، وَ السَّلامَةِ وَ الاِْسْلامِ، رَبّی وَ رَبُّکَ اللهُ  عَزَّوَجَلَّ؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به امنیت و ایمان و سلامت و  دین اسلام پروردگار من و پروردگار تو (ای ماه) خدای عزوجل است.
&nbsp;
و همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتی هلال ماه رجب را می&zwnj;دید،  می&zwnj;فرمودند: اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فی رَجَب وَ شَعْبانَ، وَ بَلِّغْنا  شَهْرَ رَمَضانَ، وَ اَعِنّا عَلَی الصِّیامِ وَ الْقِیامِ، وَ حِفْظِ  اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ، وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ  الْعَطَشَ؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان  برسان و کمکمان ده برای گرفتن روزه و شب زنده داری و نگهداری زبان و پوشیدن  چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگی و تشنگی قرار مده.
 دوم: غسل کردن
&nbsp;
مرحوم &laquo;سیّد بن طاووس&raquo; می&zwnj;گوید در کتب &laquo;عبادات&raquo; روایتی از رسول خدا (ص)  یافتم که آن حضرت فرمود: &laquo;هر کس درک کند ماه رجب را و در اول، وسط و آخر  آن، غسل کند همانند روزی که از مادر متولد شده، از گناهان خارج گردد (و پاک  شود).&raquo;
&nbsp;
سوم: زیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.
&nbsp;
چهارم: بعد از نماز مغرب، 20 رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک  سلام) و در هر رکعت یک بار سوره &laquo;حمد&raquo; و یک بار سوره &laquo;توحید&raquo; بخواند. رسول  خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش،  خانواده&zwnj;اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود... و  در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.
 پنجم: بعد از نماز عشا، دو رکعت نماز به&zwnj;جا آورد، در رکعت اول &laquo;حمد&raquo; و  &laquo;الم نشرح&raquo; را یک مرتبه و سوره &laquo;قل هو الله احد&raquo; را سه مرتبه بخواند و در  رکعت دوم، سوره&zwnj;های &laquo;حمد&raquo;، &laquo;اَلَم نشرح&raquo;، &laquo;قل هو الله احد&raquo; و &laquo;معوّذتین&raquo;  (سوره&zwnj;های ناس و فلق) را یک&zwnj;بار بخواند و پس از سلام 30 مرتبه بگوید: &laquo;لا  اله الاّ الله&raquo; و 30 مرتبه &laquo;صلوات&raquo; بفرستد.
&nbsp;
رسول خدا (ص) فرمود: کسی که این عمل را انجام دهد، خداوند گناهانش را می&zwnj;آمرزد و از گناه پاک می&zwnj;شود.
 ششم: 30 رکعت نماز بخواند، (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک  مرتبه &laquo;حمد&raquo; و یک مرتبه &laquo;قل یا ایّها الکافرون&raquo; و سه مرتبه &laquo;قل هو الله  احد&raquo; را بخواند. در روایتی رسول خدا (ص) فرمود: هر مرد و زن مومنی چنین  کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وی را می&zwnj;آمرزد و تا سال بعد، خداوند  نامش را در فهرست &laquo;نمازگزاران&raquo; می&zwnj;نویسد و از نفاق پاک می&zwnj;شود.
 هفتم: احیای شب اول ماه: &laquo;شیخ طوسی&raquo; در &laquo;مصباح المتهجّد&raquo; از امام صادق  (ع) از جدش از امیر مؤمنان علی (ع) نقل کرده است که آن حضرت دوست داشت که  در چهار شب از شب&zwnj;های سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد شب اوّل ماه  رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان.
&nbsp;
در حدیثی دیگر، از امام صادق (ع) نقل شده است که: &laquo;تا می&zwnj;توانی بر احیای شب&zwnj;های عید فطر، عید قربان و... شب اول رجب مراقبت کن&raquo;.
 هشتم: خواندن دعایی که از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: مستحب  است انسان، در شب اول رجب، با این کلمات، دعا کند: اَللّهُمَّ اِنّی  اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء مُقْتَدِرٌ،  وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ، خدایا از تو خواهم بواسطه آن که  تو فرمانروایی و تو بر هر چیز توانایی و تو هر کاری را بخواهی می&zwnj;شود.
&nbsp;
اَللّهُمَّ اِنّی اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِیِّ  الرَّحْمَةِ، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، خدایا من بسویت رو کنم بوسیله  پیامبرت محمّد پیامبر رحمت درود تو بر او و آلش
&nbsp;
یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّی اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَی اللهِ  رَبِّکَ وَرَبِّی لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتی، ای محمّد ای رسول خدا براستی  من به تو رو آورده&zwnj;ام برای رفتن به درگاه خدا پروردگار من و تو تا بلکه  بوسیله تو حاجت روا گردم...
&nbsp;
&nbsp;
شب سیزدهم
&nbsp;
امام صادق (ع) فرمود: &laquo;خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به  امت&zwnj;های قبل نداده بود و آن ماه&zwnj;ها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب  نیز به این امت عنایت کرد که به امت&zwnj;های پیشین نداده بود و آن شب&zwnj;های  سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا)  به این امت عطا کرد که به امّت&zwnj;های سابق نداده بود و آن سوره&zwnj;های &laquo;یس&raquo;،  &laquo;مُلک&raquo; و &laquo;توحید&raquo; است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان  بهترین عطاهای این امّت جمع کرده است&raquo;.
&nbsp;
از امام (ع) سوال شد: &laquo;چگونه می&zwnj;توان میان آنها جمع کرد؟&raquo;
&nbsp;
فرمود: &laquo;در لیالی بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این نحو  که &laquo;در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعتی پس از سوره &laquo;حمد&raquo;  این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند، و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز  بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتی &laquo;حمد&raquo; و &laquo;یس&raquo; و &laquo;ملک&raquo; و  &laquo;توحید&raquo; را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک  سلام) و همان سوره&zwnj;ها را در هر رکعت بخواند&raquo;.
&nbsp;
امام (ع) در فضیلت این نمازها فرمود: &laquo;هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را جز شرک می&zwnj;آمرزد&raquo;.
&nbsp;
 
روز سیزدهم ماه
&nbsp;
روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین علی (ع) است و اولین روز  از ایام البیض است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانی  دارد و هر کس که بخواهد عمل &laquo;امّ داوود&raquo; را بجا آورد باید این روز را روزه  بگیرد.
&nbsp;
 
روز چهاردهم ماه
&nbsp;
روزه گرفتن در این روز پاداش فراوانی دارد. در روایتی از رسول خدا(ص)  می&zwnj;خوانیم: &laquo;هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشی به  وی عنایت کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده  باشد... .&raquo;
&nbsp;
&nbsp;
شب نیمه ماه
&nbsp;
این شب، شب ارزشمندی است که چند عمل در آن وارد شده است.
&nbsp;
اوّل: غسل.
&nbsp;
دوم: احیای آن شب به عبادت که فضیلت بسیار دارد.
&nbsp;
سوم: زیارت امام حسین (ع) که زیارت آن حضرت در شب و روز نیمه رجب مورد تأکید قرار گرفته است.
&nbsp;
چهارم: شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتی &laquo;حمد&raquo; و &laquo;یس&raquo; و &laquo;ملک&raquo; و &laquo;توحید&raquo; را بخواند.
&nbsp;
پنجم: بجا آوردن 30 رکعت نماز، که در هر رکعت یک مرتبه &laquo;حمد&raquo; و 10 مرتبه  سوره &laquo;توحید&raquo; را بخواند، در روایتی از رسول خدا (ص) پاداش فراوانی برای این  نماز ذکر شده است.
&nbsp;
ششم: 12 رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار &laquo;حمد&raquo; و یک  بار &laquo;سوره&raquo; را می خوانی و پس از پایان نمازها هر یک از سوره&zwnj;های &laquo;حمد&raquo;،  &laquo;فلق&raquo;، &laquo;ناس&raquo;، &laquo;توحید&raquo; و &laquo;آیة الکرسی&raquo; و همچنین سوره &laquo;قدر&raquo; را چهار مرتبه  می&zwnj;خوانی و پس از آن، چهار مرتبه می&zwnj;گویی: سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ  لِلّهِ وَ لاَ اِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَکْبَر، سپس می&zwnj;گویی: أللّهُ  أللّهُ رَبِّی، لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، ما شاءَ اللهُ وَ لا حَوْلَ وَ  لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.
&nbsp;
 
روز نیمه رجب
&nbsp;
روز مبارکی که در آن چند عمل وارد شده است:
&nbsp;
1 غسل کردن.
&nbsp;
2 زیارت امام حسین (ع)؛ در روایتی از محمد بن ابی نصر نقل شده است که از  امام رضا (ع) سوال کردم: &laquo;در چه ماهی زیارت امام حسین (ع) بهتر است؟&raquo;  فرمود: &laquo;در نیمه رجب و نیمه شعبان&raquo;.
&nbsp;
3 بجا آوردن نماز جناب سلمان (همان گونه که در اعمال روز اوّل ماه رجب گذشت).
&nbsp;
 
اعمال امّ داوود
&nbsp;
از مهم&zwnj;ترین اعمال روز نیمه رجب، عمل &laquo;امّ داود&raquo; است که به گفته علاّمه  مجلسی: &laquo;شیخ صدوق&raquo;، &laquo;شیخ طوسی&raquo; و &laquo;سیّد بن طاووس&raquo; (ره) به سندهای معتبر آن  را نقل کرده&zwnj;اند. این عمل برای برآمدن حاجات و رفع اندوه و غم، حلّ مشکلات و  دفع ظلم ستمگران بسیار مؤثر است. (و به گفته &laquo;علامه مجلسی&raquo;، در کتاب &laquo;زاد  المعاد&raquo;، بارها تجربه شده است.)
&nbsp;
 
شب بیست و هفتم ماه رجب (شب مبعث)
&nbsp;
شب مبعث از شب&zwnj;های مهمّ سال و بسیار ارزشمند است و اعمالی برای این شب نقل شده است:
&nbsp;
اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.
&nbsp;
دوم: &laquo;شیخ طوسی&raquo; در کتاب &laquo;مصباح المتهجّد&raquo; روایتی را از امام جواد (ع) نقل  کرده است که آن حضرت فرمود: &laquo;در ماه رجب، شبی است که از تمام آنچه که  خورشید بر آن می&zwnj;تابد بهتر است و آن شب، شب &laquo;بیست و هفتم&raquo; ماه رجب است که  در صبح این شب، رسول خدا(ص) به رسالت مبعوث گردید و از شیعیان ما هر کس در  آن شب عملی را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل 60 سال خواهد بود.&raquo;
&nbsp;
از آن حضرت سوال شد: چه عملی در آن شب بهتر است؟
&nbsp;
فرمود: پس از نماز &laquo;عشا&raquo; وقتی که خوابیدی، پیش از نیمه شب، یا پس از نیمه  آن از خواب برمی&zwnj;خیزی و 12 رکعت نماز می&zwnj;خوانی، در هر رکعتی، سوره &laquo;حمد&raquo; و  یک سوره از سوره&zwnj;های کوچک مفصّل را می&zwnj;خوانی. آنگاه در هر دو رکعتی که سلام  نماز را دادی، می&zwnj;نشینی و هفت مرتبه سوره &laquo;حمد&raquo; و هفت مرتبه &laquo;معوّذتین&raquo;  (سوره فلق و ناس) و سوره&zwnj;های &laquo;توحید&raquo; و &laquo;کافرون&raquo; و سوره &laquo;قدر&raquo; و &laquo;آیة  الکرسی&raquo; را هر کدام هفت مرتبه می&zwnj;خوانی. آنگاه هر حاجتی که داری از خداوند  طلب کن.
&nbsp;
سوم: 12 رکعت نماز است که نحوه آن در اعمال شب نیمه رجب، بیان شد.
&nbsp;
چهارم: زیارت حضرت امیر مؤمنان علی (ع) در این شب، از افضل اعمال است. برای آن حضرت، در این شب سه زیارت نقل شده است.
&nbsp;
&nbsp;
 روز بیست و هفتم ماه
&nbsp;
بیست و هفتم رجب، روز مبعث است که روز بسیار شریف و با ارزشی است.
&nbsp;
در روایتی از امام صادق (ع) روز مبعث به عنوان شریف&zwnj;ترین اعیاد یاد شده است. در هر حال بزرگان برای این روز، اعمالی ذکر کرده&zwnj;اند:
&nbsp;
اوّل: غسل کردن در این روز مستحب است.
&nbsp;
دوم: روزه. این روز در میان روزهای سال یکی از چهار روزی است که روزه گرفتن  آن فضیلت بسیار دارد و پاداش فراوانی برای آن نقل شده است.
&nbsp;
در روایتی از امام صادق (ع) می&zwnj;خوانیم: &laquo;هر کس در روز بیست و هفتم رجب روزه بگیرد، خداوند برای او پاداش روزه 70 سال را می&zwnj;نویسد&raquo;.
&nbsp;
سوم: زیاد صلوات فرستادن.
&nbsp;
در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که: &laquo;در این روز روزه می&zwnj;گیری و بر محمد و آلش زیاد صلوات می&zwnj;فرستی.&raquo;
&nbsp;
چهارم: زیارت رسول خدا و امیر مؤمنان (علیهما السلام) است.
&nbsp;
پنجم: 12 رکعت نماز است.
&nbsp;
از &laquo;ریّان بن صلت&raquo; نقل شده است که هنگامی که امام محمّد تقی (ع) در بغداد  بود، روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم رجب را روزه می&zwnj;گرفت و همه ملازمان و  یاران آن حضرت نیز روزه گرفتند. آنگاه به ما فرمودند، 12 رکعت نماز بجا  آوریم (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، &laquo;حمد&raquo; و &laquo;سوره&zwnj;ای&raquo; بخوانیم و  هنگامی که نمازها به پایان رسید، هر یک از سوره&zwnj;های حمد، توحید و معوّذتین  (فلق و ناس) را چهار مرتبه بخوانیم، آنگاه چهار مرتبه گفته شود: لا اِلهَ  اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَ  لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ; و چهار  مرتبه: اَللهُ اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً و چهار مرتبه: لا  اُشْرِکُ بِرَبّی اَحَداً.
&nbsp;
ششم: 12 رکعت نماز دیگر: &laquo;شیخ طوسی&raquo;، از حسین بن روح (رحمه الله) روایت  کرده است که در این روز 12 رکعت نماز بجا می&zwnj;آوری و در هر رکعت حمد و هر  سوره&zwnj;ای که خواستی می&zwnj;خوانی و پس از هر دو رکعت و سلام نماز، می&zwnj;خوانی:  اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ  شَریکٌ فی الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ،  وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتی فی مُدَّتی یا وَلیّی فی نِعْمَتی، یا  غِیاثی فی رَغْبَتی، یا نَجاحی فی حاجَتی یاحافِظی فی غَیْبَتی، یاکافِیَّ  (کافِیَ) فی وَحْدَتی، یااُنْسی فی وَحْشَتی اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتی  فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ  الْمُنْعِشُ صَرْعَتی فَلَکَ الْحَمْدُ،صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ  مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتی، وَ آمِنْ رَوْعَتی، وَ اَقِلْنی عَثْرَتی،  وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمی، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتی فی اَصْحابِ  الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذی کانُوا یُوعَدُونَ.
&nbsp;
وقتی که نماز و دعا پایان یافت، هر یک از سوره&zwnj;های حمد، اخلاص، معوّذتین،  کافرون، انّاانزلناه و آیة الکرسی را هفت مرتبه می&zwnj;خوانی. سپس هفت بار  می&zwnj;گویی: لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَلا  حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ و آنگاه هفت مرتبه می&zwnj;گویی: اَللهُ  اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً. پس از آن، هرچه از خدا می&zwnj;خواهی  طلب نما.
&nbsp;
هفتم: دعایی است که وقتی امام موسی بن جعفر (ع) را در روز 27 رجب سال 179  هجری از مدینه به سوی بغداد حرکت دادند، آن را خواند: یا مَنْ اَمَرَ  بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ،  یا مَنْ عَفی وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّی وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّهُمَّ  وَقَدْ اَکْدَی الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ  الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ  ...
&nbsp;
  
روز آخر ماه
&nbsp;
در این روز، نماز جناب سلمان را بجا می&zwnj;آوری. همچنین روزه نیز در این روز  پاداش فراوان دارد، امام رضا (ع) فرمود: &laquo;هر کس روز آخر ماه رجب را روزه  بگیرد، خداوند گناهانش را می&zwnj;آمرزد&raquo;.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>احکام تقلب در امتحان</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/احکام-تقلب-در-امتحان</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/احکام-تقلب-در-امتحان</guid>

<description><![CDATA[
س-&nbsp;تقلّب  در سرجلسه امتحان، چه طرف دوّم راضى نباشد و چه طرفين راضى باشند. آن هم  درمدرسه يا مكانى كه توسط بيت المال مسلمين هزينه مى شود، چه حكمى دارد؟.....
آیت الله بهجت:&nbsp;&nbsp;  
756. تقلب در امتحان و صف نانوايى و اتوبوس، چه حكمى دارد؟ 

ج. در صورت تضييع حق شرعى ديگران جايز نيست.

1219 بعضى از بچه ها كه سنشان كم است و در امتحانات تقلب مى كنند و يا كسانى كه عمدا تقلب مى كنند، حكمشان چيست؟ 
ج.  زمينه سازى شود تا اطفال ـ هر چند تكليف ندارند ـ به اين كار عادت نكنند و  افراد بالغ هم ـ در صورتى كه تضييع حق ديگرى در آن باشد ـ گناه كار هستند.

742. من در امتحان ورودى دانشگاه با تقلب قبول شدم، آيا حقوقى كه در آينده دريافت مى كنم اشكال خواهد داشت؟ 

ج. حرمت تقلب در امتحان، با حكم حقوق دريافتى در آينده رابطه اى ندارد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;آیت الله سیستانی:&nbsp;
آيا تقلب در امتحانات جائز است ؟


پاسخ: تقلب در امتحان جايز نيست .
&nbsp;


سؤال: اگر مرتکب تقلب شويم وبه واسطه آن دارای مدرکی شويم که در شؤون زندگی ما تاثير دارد تکليف چيست؟


پاسخ:  استفاده از مدرک مذکور اشکال ندارد ولی اگر تخصص لازم را در رابطه با کاری  که به شما واگذار می شود نداشته باشيد پذيرفتن آن کار جايز نيست.
&nbsp;


سؤال: آيا در مدارس دولتی در اروپا و يا آمريكا، می توان تقلب كرد؟ در مدارس غير دولتی چطور؟ اعم از اسلامی و غير اسلامی؟



پاسخ: به طور كلی، تقلب در هيچ جا و در هيچ موردی، صحيح و جايز نمی باشد.
&nbsp;


سؤال: تقلب در امتحانات دانش آموزى در صورتى كه هر دو نفر راضى باشند چه حكمى دارد؟


پاسخ: جايز نيست.


&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;آیت الله وحید خراسانی:&nbsp;&nbsp;
سؤال 275. آیا تقلب در امتحان جایز است؟ 
جایز نیست.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;آیت الله مکارم شیرازی:&nbsp;
س-&nbsp;تقلّب  در سرجلسه امتحان، چه طرف دوّم راضى نباشد و چه طرفين راضى باشند. آن هم  درمدرسه يا مكانى كه توسط بيت المال مسلمين هزينه مى شود، چه حكمى دارد؟ 

&nbsp;ج-تقلّب  در امتحانات جايز نيست، خواه در اماكن مربوط به بيت المال باشد يا اماكن  ديگر و خواه طرفى كه از او مى گيرد راضى باشد يا نه، ولى تقلّب در انجام  تكاليف، زيانش متوجّه خود اوست و در صورتى كه در نمره هاى امتحانى تأثيرى  نداشته باشد، حرام نيست، مگر اين كه بگويد خودم نوشته ام كه از باب دروغ  حرام مى شود. 
&nbsp;س-تقلب  در امتحانات وهمچنين به کسي تقلب دادن چه حکمي دارد؟ اگر تقلب دادن به اين  منظور باشد که اگر کسي که تقلب مي خواهد بنا به دلائل منطقي نتوانسته است  درس را بخواند و با اين سوال مي تواند قبول شود و اگر به آن سوال جواب ندهد  براي مدت ها در حسرت مي ماند. 

ج-&nbsp;هيچكدام جائز نيست.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرا دين اسلام كاملترين دين است و چرا مذهب شيعه برحق است؟</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/چرا-دين-اسلام-كاملترين-دين-است-و-چرا-مذهب-شيعه-برحق-است</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/چرا-دين-اسلام-كاملترين-دين-است-و-چرا-مذهب-شيعه-برحق-است</guid>

<description><![CDATA[
برای پى بردن به حقانیت اسلام و برترى آن بر سایر ادیان، راه&zwnj;هایى وجود  دارد که یکى از آن&zwnj;ها بررسى ویژگى&zwnj;هاى اسلام در بُعد شناخت شناسی، &zwnj;جهان  بینی، &zwnj;انسان شناسی، عقیده و مسائل اخلاقى و ارزشى با معیار عقل و خِرَد  است. اگر در این زمینه خواهان بررسى گسترده هستید، توجه شما را به کتاب&zwnj;هاى  شهید مطهرى و کتاب&zwnj;هاى شهید محمد باقر صدر(به ویژه کتاب فلسفتنا که در  فارسى به نام هاى &laquo;فلسفة ما&raquo;، &laquo;جهان بینى ما&raquo; و &laquo;شناخت ما&raquo; ترجمه شده است)  جلب می&zwnj;کنیم. به عنوان...............
برای پى بردن به حقانیت اسلام و برترى آن بر سایر ادیان، راه&zwnj;هایى وجود  دارد که یکى از آن&zwnj;ها بررسى ویژگى&zwnj;هاى اسلام در بُعد شناخت شناسی، &zwnj;جهان  بینی، &zwnj;انسان شناسی، عقیده و مسائل اخلاقى و ارزشى با معیار عقل و خِرَد  است. اگر در این زمینه خواهان بررسى گسترده هستید، توجه شما را به کتاب&zwnj;هاى  شهید مطهرى و کتاب&zwnj;هاى شهید محمد باقر صدر(به ویژه کتاب فلسفتنا که در  فارسى به نام هاى &laquo;فلسفة ما&raquo;، &laquo;جهان بینى ما&raquo; و &laquo;شناخت ما&raquo; ترجمه شده است)  جلب می&zwnj;کنیم. به عنوان نمونه شهید مطهرى دربارة &zwnj;ویژگى&zwnj;هاى اسلام مى&zwnj;نویسد:  دیدگاه اسلام از نظر شناخت شناسى چنین است:
1ـ بشر می&zwnj;تواند جهان و حقایق آن را بشناسد و خود مشوق آن است....
2ـ شناخت حقایق جهان از این راه&zwnj;ها ممکن است: طبیعت یا آیات آفاقی، &zwnj;انسان  یا آیات انفسی، تاریخ یا سرگذشت اجتماعى اقوام و ملل و عقل....
3ـ ابزار شناخت عبارتند از: حواس، قوه تفکر و استدلال، تزکیه و تصفیة نفس و  مطالعه &zwnj;آثار علمى دیگران.
4ـ موضوعات شناخت عبارتند از: خدا، جهان طبیعت، انسان با جامعه و زمان.
جهان بینى و انسان&shy;شناسى عبارت است از:
1ـ جهان واقعیتش از خدا است. یعنى تمام واقعیتش انتساب به حق است.
2ـ واقعیتش و نسبتش به حق یکى است.
3ـ این واقعیت متغیر و متحرک است.
4ـ واقعیت&shy;هاى این جهان درجة تنزل یافته و مرتبة نازلة واقعیات جهانى دیگر  است که جهان غیب نامیده می&zwnj;شود.
5ـ این جهان ماهیت &laquo;به سوى اویی&raquo; دارد؛ یعنى همان طور که از اوست ،به سوى  او هم هست....
6ـ جهان داراى نظام متقن علّى و معلولى و سببى و مسببى است. فیض الهى و  قضا و قدر او به هر موجودى تنها از مسیر علل و اسباب خاص خود او جریان  مى&shy;یابد....
7ـ جهان یک واقعیت هدایت شده است. تمام ذرات جهان در هر مرتبه&zwnj;اى که هستند  ،از نور هدایت برخوردارند.
8ـ بعد از این جهان جهانى دیگر است....
9ـ روح انسان حقیقتى جاودانه است.
10ـ انسان&zwnj;ها به حسب خلقت مساوى آفریده شده&zwnj;اند.  ملاک فضیلت، علم، جهاد و  تقوا است.
11ـ انسان&zwnj;ها به حسب اصل خلقت از  استعدادهاى فطرى از جمله فطرت دینى و  اخلاقی برخوردارند.
12ـ به حکم این که هر فردى بالفطره انسان متولد می&zwnj;شود، در هر انسانى  استعداد توبه و بازگشت و پند پذیرى هست....
13ـ انسان&zwnj;ها همواره در عمق جانشان یک تضاد درونى(تضاد بین عقل و هواى  نفس) دارند و مختار و آزادند، از این رو مسئولیت دارند.
14ـ جهان زیر چتر اراده خداوند واحد است....
از نظر ایدئولوژی:
ایدئولوژی اسلام همه جانبه، جامع و فراگیر است. در آن اجتهاد راه دارد. از  سماحت و سهولت برخوردار است. زندگى&zwnj;گرا است(نه زندگى گریز)، اجتماعى است و  مقررات اجتماعى دارد. در عین اجتماعى بودن، &zwnj;حقوق و آزادى فردى را محترم  مى&zwnj;شمارد....(1)
با نگاه به ویژگی هایی که از اسلام بیان شد. مى&zwnj;گوییم: این معارف را  مى&zwnj;توان با معارف دیگر مکاتب و مذاهب مقایسه کرد؛ زیرا مقایسه یکى از مهم  ترین معیارهاى ارزیابى است. مى&zwnj;توان در وهلة نخست مکاتب را بر دو قسم تقسیم  نمود: مادى و الهى .
با بطلان مکاتب عادی، اعم از مکتب مادى میکانیک و دیالکتیک بحث در مکاتب  الهى متمرکز می&zwnj;شود.
مکاتب الهى هم بر دو قسم است: توحیدى و غیر توحیدى(شرک)، عقل سلیم توحید را  مى پذیرد، بنابراین بحث در ادیان توحیدى متمرکز می&zwnj;شود. در بین ادیان و  مکاتب الهى و توحیدى سه دین مطرح است: اسلام، &zwnj;مسیحیت و یهود.
تبلور اسلام در قرآن، مسیحیت در انجیل و یهود در تورات است. با تأمّل در  این سه کتاب به راحتى حقانیت و برترى قرآن بر دو کتاب دیگر را مى توان  دریافت نمود.(2)
کوتاه سخن : با نگاه مقایسه&zwnj;اى بین اسلام و سایر ادیان و مکاتب مى&zwnj;گوییم:  دین اسلام برترى دارد، به دلیل:&zwnj;
اوّل: دین هاى امروز، توحیدشان و تصویرى که از خدا ارائه مى کنند، &zwnj;قابل  خدشه است، بر خلاف اسلام.
دوم: حقوق فردى انسان&zwnj;ها در دین هاى دیگر به صورتى که در اسلام شمولیت  دارد، لحاظ نشده و گاه نادیده گرفته شده است.
سوم: در دیگر ادیان تعادل میان زندگى دنیوى و اخروى رعایت نشده است، بر  خلاف اسلام.
چهارم: رهنمود&zwnj;هاى دین هاى دیگر به جهاتى ایدئالیستى&zwnj;اند، &zwnj;مثلاً عدم  خشونت بودایى&zwnj;ها و مسیحیان، در حالى که دنیا پُر است از خیر و شر و نیک و  بد. از این رو در جای خودش باید خشن یا نرم بود. این دستور اسلام است. هم  قانون دارد و هم اخلاق؛ یعنى رهنمودش با واقعیت&zwnj;ها همخوان است.
پنجم: اکثر دین&zwnj;ها عهده دار زندگى اجتماعى انسان&zwnj;ها نیستند، &zwnj;یا اگر  هستند، تعادلى در آن&zwnj;ها دیده نمى&shy;شود و قوانین اجتماعى آنان سبب پایمال شدن  حقوق انسان&zwnj;ها مى&shy;شود. این وضع در اسلام بهتر است.
ششم: اکثر مذاهب با پیروان دیگر ادیان با خشونت برخورد مى کنند. در اسلام  این امر تعدیل شده است. تاریخ هم نشان داد که در همزیستى مسالمت آمیز،  مسلمانان گوى سبقت را از همه ربوده&shy;اند.
هفتم: تحریف در ادیان آسمانى تعالیم آنان را دچار خدشه کرده است، ولى در  اسلام(قرآن) تحریفى وجود ندارد.
در مجموع برای هر محقق منصفی این حقیقت یعنی برتری اسلام بر سایر ادیان  آشکار می شود . اما چرا سایر ادیان را بر حق ندانیم ؟
پاسخ :همه این دین ها در متن تعالیم خود تنها خود را دین حق دانسته  و همه  انسان ها، حتی پیروان سایر ادیان را به سوی خود دعوت کرده اند ، در نتیجه  از نظر خود این ادیان در هر زمان تنها یک دین ، حق و کامل است. پس نظریه  برحق بودن همه ادیان با محتوای خود این ادیان منافات داشته و قابل قبول  نیست .
آموزه های درون دینی این ادیان نیز در بسیاری موارد با هم در تضاد و تنافی  است . ممکن نیست هر دو صحیح و حق باشند ؛ پس نمی توان همه ادیان را برحق  دانست .
البته نباید فراموش کرد که اسلام همه آموزه های دیگر ادیان را نادرست نمی  داند . معتقد است آن ها هم بهره ای از حقیقت را دارا هستند اما در سطوح  پایین تر .
از نظر ما&laquo; اسلام&raquo;، دین تکامل یافتة شریعت آدم، نوح، ابراهیم، &zwnj;موسى و  عیسی(ع) است، که با تکمیل رهنمودهاى وحیانی در سایر ادیان ، این دین به  عنوان کامل ترین و جامع ترین و مناسب ترین  برنامه زندگی و سعادت ،برای  مردم آخرالزمان -که از بهره های عقلی بالاتری نسبت به گذشتگان شان  برخوردارند - نازل شده ،به همین جهت پیام آور این شریعت را خاتم انبیا  معرفى کرده است.(3)
پیامبران جملگى در یک مسیر در حرکتند . آخرین آنان، &zwnj;بهترین و پیامش  بهترین پیام&zwnj;ها است، &zwnj;که از آن به دین حق، در برابر ادیان باطل، &zwnj;یا دین  برتر در برابر شرایع پیشین آسمانی، &zwnj;یاد مى&shy;شود.
استاد شهید مرتضى مطهرى با استناد به آیة &laquo;و من یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن  یقبل منه&raquo; (4)مى&zwnj;فرماید : دین، تسلیم است، &zwnj;ولى حقیقت تسلیم در هر زمان،  &zwnj;شکلى دارد .در این زمان، شکل آن، &zwnj;دین گران مایه&zwnj;اى است که به دست حضرت  خاتم الانبیا ظهور یافته است. لازمه &zwnj;تسلیم خدا بودن، پذیرفتن دستورهاى او  است.
روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد . آخرین دستور همان  است که آخرین رسول آورده است(5) .با وجود دستور کامل تر چه در بعد عقائد ،  چه اخلاق و چه احکام عملی ، توجه و اصرار در پیروی از تعالیم ناقص ، انحراف   و دوری از حق و مانند اصرار یک دانشگاهی بر تحصیل در مقطع راهنمایی است.  واضح است که این امر قابل قبول نخواهد بود .
به همین خاطر معتقدیم اگر کسی از درک اسلام و حقانیت آن عاجز بود، ولی به  دین خود پایبند و معتقد بود، اهل رستگاری خواهد بود، زیرا اعتقاد به سایر  ادیان را با توجه به وجود دین کامل تری چون اسلام و نسخ شریعت آن ها با  آمدن شریعت بعدی باطل و کفر می دانیم ،نه اینکه  این ادیان را الهی و  آسمانی ندانیم .
در باره حقانیت شیعه دلایل بسیار وجود دارد که در ذیل تنها به بررسی برخی  از دلایل که در آموزه های دینی آمده اشاره می شود :
دلایل شیعیان بر حقانیت مذهب&zwnj;شان و اینکه علی و یازده امام معصوم علیهم  السلام امامان بر حق&zwnj;اند  و اعتقاد بر امامت آن ها واجب است ،&zwnj;روایات  فراوانی است که از رسول خدا نقل شده ، مثلاً ابن عباس از رسول خدا  پرسید:&zwnj;امامان پس از شما چند نفرند؟فرمود: به عدد حواریان عیسی و اسباط  موسی و برگزیدگان بنی اسرائیل، امامان پس از من دوازده نفرند. نخستین آنان  علی ابن ابی طالب است . پس از او دو سبط من حسن و حسین. پس از وفات حسین  فرزندش علی . پس از وفات علی، فرزندش محمد، پس از او فرزندش محمد، سپس  جعفر، بعد موسی و پس از او فرزندش علی، پس از او فرزند محمد،&zwnj;سپس علی و پس  از او فرزندش حسن و پس از او حجت.(6) در این باره یکی از عالمان بزرگ اهل  سنت سخنی شنیدنی دارد:
احادیثی که دلالت می&zwnj;کند جانشینان پیامبر(ص) دوازده نفرند، از طریق&zwnj;های  مختلف نقل شده و به حد شهرت رسیده است. با گذشت زمان دانسته شد که مقصود  رسول خدا(ص) از این سخن، امامان دوازده&zwnj;گانه از اهل بیت و عترت اویند؛ زیرا  نمی&zwnj;توان این حدیث را بر جانشینان پس از او از اصحابش حمل کرد؛ چرا که  تعداد آن ها از دوازده نفر کم تر است. همچنین نمی&zwnj;توان آن را بر حکام اموی  تطبیق کرد؛ چه این که آنان از دوازده نفر بیش ترند. غیر از عمر بن  عبدالعزیز، همه آن ها مرتکب ظلم آشکار بودند. افرون بر این، آنان از  بنی&zwnj;هاشم نیستند؛ در حالی که پیامبر(ص) فرمود: آنان همگی از بنی هاشم  هستند، اما نمی&zwnj;توان آن را به حکّام بنی عباس حمل نمود؛ زیرا تعداد آنان  نیز از دوازده نفر بیش تر است.&zwnj; بنابراین، راهی جز این نیست که آن حدیث بر  ائمه دوازده&zwnj;گانه، یعنی اهل بیت حمل شود؛ به خصوص آن که آن ها داناترین،  بزرگوارترین و با تقواترین مردم اهل زمان خود بودند. نَسَب آنان از همه  برتر و نزد خدا گرامی&zwnj;تر بودند. (7)
اما برادران اهل سنت از قرآن و روایات، دلیل بر صحت باورهای شان ندارند.  تنها به این مسئله تمسک می&zwnj;کنند که بر خلافت خلفا اجماع امت صورت گرفته است  . مردم آن ها را به رهبری برگزیده&zwnj;اند. این مهم&zwnj;ترین دلیل آن هاست که  یقینا قانع کننده برای افراد حقیقت&zwnj;جو نیست، زیرا  از کجا معلوم امامت مثل  نبوت و رسالت مقامی نباشد که باید از طرف خداوند تعیین گردد؟ چنان که این  امر بدیهی به نظر می رسد چون امامت ادامه مسیر نبوت است . امام با درک عقلی  بشر قابل فهم و انتصاب نیست.
اگر خلافت به انتخاب مردم است، پس چرا عمر از جانب ابوبکر و عثمان با  انتخاب شورای شش نفره به خلافت رسید؟
البته جدای از این اصل کلی ، ده ها بلکه صدها دلیل دیگر از قرآن يا منابع  اهل سنت داریم که به طور صریح یا غیر صریح بر امامت و برتری امام علی علیه  السلام نسبت به دیگران گواهی می دهد . خلافت را متعلق به او دانسته ،  صلاحیت هر فرد دیگر را در این زمینه نادرست قلمداد می نماید ؛ در نتیجه  وقتی مذهب اهل سنت از ابتدا از مسیر صحیح مورد نظر خدا و رسول خارج شده ،  معارف و مفاهیم دینی آن هم از مجرایی غیر صحیح تدوین شده ،می توان به روشنی  نتیجه گرفت که كاستي هاي بسیار عقیدتی و عملی در این تفکر وجود دارد . به  یقین تفکر شیعی تفکر بر حق است . بنابراین، عنوان اهل سنت و مذهب سنی، بعدا  پدید آمد؛ در حالی که شیعه قبل از سنی و در زمان پیامبر اسلام (ص) پایه  گذاری شد.در این مورد نیز مطالعه کتاب های &quot; حق جو و جق شناس، ترجمه کتاب  المراجعات سید شرف الدین عاملی؛
آن گاه که هدایت شدم از دکتر تیجانی سماوی&quot; توصیه می شود.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>صد خصلت از خصوصيات و ويژگي هاي رفتاري پيامبر اسلام(ص)</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/صد-خصلت-از-خصوصيات-و-ويژگي-هاي-رفتاري-پيامبر-اسلامص</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/صد-خصلت-از-خصوصيات-و-ويژگي-هاي-رفتاري-پيامبر-اسلامص</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;
برمحمد(ص)وخاندان پاکش صلوات
سم الله الرحمن الرحیم

&laquo;&nbsp; قال الله تعالی: لقد کان لکم فی رسول الله  اسوة حسنة&nbsp; &raquo;

گوشه ای از خصلت های والای پیامبر اعظم صلی الله علیه  و آله و سلم

بسم الله الرحمن الرحیم

&laquo;&nbsp; قال الله تعالی: لقد کان لکم فی رسول  الله اسوة حسنة&nbsp; &raquo;

گوشه ای از خصلت های والای پیامبر اعظم صلی الله  علیه و آله و سلم

&nbsp;
1-هنگام راه  رفتن با آرامی و وقار راه می رفت
&nbsp;
2-در راه رفتن قدم ها را بر زمین  نمی کشید.
&nbsp;
3-گاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.
&nbsp;
4-هرکه  را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.
&nbsp;
5-وقتی  با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.
&nbsp;
6-با  مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت  است.
&nbsp;
7-هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه ی چشم نظر  نمی کرد.
&nbsp;
8-هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.
&nbsp;
9-چون  اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.
&nbsp;
10-سکوتی  طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.
&nbsp;
11-هرگاه با کسی  هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.
&nbsp;
12-چون با کسی سخن  می گفت کاملا برمیگشت و رو به او می نشست.
&nbsp;
13-با هرکه می نشست تا او  اراده ی برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.
&nbsp;
14-در مجلسی نمی نشست  و برنمی خاست مگر با یاد خدا.
&nbsp;
15-هنگام ورود به مجلسی در آخر و  نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.
&nbsp;
16-در مجلس جای خاصی را به خود  اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.
&nbsp;
17-هرگز در حضور مردم تکیه نمی  زد.
&nbsp;
18-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
&nbsp;
19-اگر در محضر  او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.
&nbsp;
20-اگر از کسی  خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.
&nbsp;
21-کسی را بر لغزش و خطای در  سخن مواخذه نمی کرد.
&nbsp;
22-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.
&nbsp;
23-هرگز  سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.
&nbsp;
24-پاسخ به  سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
&nbsp;
25-چون  سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ&laquo; چرا فلانی چنین گفت&raquo; بلکه می  فرمود &laquo; بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟&raquo;
&nbsp;
26-با فقرا زیاد  نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.
&nbsp;
27-دعوت بندگان و  غلامان را می پذیرفت.
&nbsp;
28-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه ی یک  جرعه شیر بود.
&nbsp;
29-بیش از همه صله ی رحم به جا می آورد.
&nbsp;
30-به  خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.
&nbsp;
31-کار  نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می  کرد.
&nbsp;
32-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و  مکرر می گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.
&nbsp;
33-هرکه  عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.
&nbsp;
34-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.
&nbsp;
35-هرگز  کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.
&nbsp;
36-هرگز کسی از  اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.
&nbsp;
37-هرگز عیب مردم را جستجو  نمی کرد.
&nbsp;
38-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با  همه خوشخو بود.
&nbsp;
39-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی  گفت.
&nbsp;
40-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.
&nbsp;
41-از  بیماران عیادت می کرد اگرچه&nbsp; دور افتاده ترین نقطه ی مدینه بود.
&nbsp;
42-سراغ  اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.
&nbsp;
43-اصحاب را  به بهترین نام هایشان صدا می زد.
&nbsp;
44-با اصحابش در کارها بسیار مشورت  می کرد و بر آن تاکید می فرمود.
&nbsp;
45-در جمع یارانش دایره وار می  نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر  کدامیک از ایشان است
&nbsp;
46-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.
&nbsp;
47-وفادارترین  مردم به عهد و پیمان بود.
&nbsp;
48-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست  خودش می داد و به کسی حواله نمی داد.
&nbsp;
49-اگر در حال نماز بود و کسی  پیش او می امد نمازش را کوتاه می کرد.
&nbsp;
50-اگر در حال نماز بود و  کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.
&nbsp;
&nbsp;51-عزیزترین افراد نزد  او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.
&nbsp;
52-احدی از محضر او نا  امید نبود و می فرمود &laquo; برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را  به من برساند.&raquo;
&nbsp;
53-هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود  روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.
&nbsp;
54-هرگز  جواب رد به درخواست کسی نداد&nbsp; مگر آنکه برای معصیت باشد.
&nbsp;
55-پیران  را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.
&nbsp;
56-غریبان را  خیلی مراعات می نمود.
&nbsp;
57-با نیکی به شروران دل آنان را به دست می  آورد و مجذوب خود می کرد.
&nbsp;
58-همواره متبسم بود و در عین حال خوف  زیادی از خدا بردل داشت .
&nbsp;
59-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می  گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.
&nbsp;
60-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و  صدایش به خنده بلند نمی شد .
&nbsp;
61-مزاح می کرد اما به بهانه ی مزاح و  خنداندن حرف لغو و باطل نمی زد.
&nbsp;
62-نام بد را تغییر می داد و به  جای آن نام نیک می گذاشت.
&nbsp;
63-بردباریش همواره بر خشم او سبقت می  گرفت.
&nbsp;
64-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.
&nbsp;
65-از  برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت
&nbsp;
66-هرگز  برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.
&nbsp;
67-هیچ خصلتی  نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.
&nbsp;
68-در حال خشنودی و نا  خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.
&nbsp;
69-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس  انداز نکرد .
&nbsp;
70-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.
&nbsp;
71-بر  روی خاک می نشست و بر روی خاک غذا می خورد.
&nbsp;
72-بر روی زمین می  خوابید.
&nbsp;
73-کفش و لباس را خودش وصله می کرد.
&nbsp;
74-با دست خودش  شیر می دوشت و پای شتر ش را خودش می بست.
&nbsp;
75-هر مرکبی برایش مهیا  بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.
&nbsp;
76-هرجا می رفت عبایی که داشت  به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.
&nbsp;
77-اکثر جامه های آن حضرت  سفید بود.
&nbsp;
78-چون جامه ی نو می پوشید جامه ی&nbsp; قبلی خود را به فقیری  می بخشید.
&nbsp;
79-جامه ی فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.
&nbsp;
80-در  هنگام کفش و لباس پوشیدن&nbsp; همیشه از سمت راست آغاز می کرد.
&nbsp;
81-ژولیده  مو بودن را کراهت می دانست.
&nbsp;
82-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن  حضرت برای خریدن عطر بود.
&nbsp;
83-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن  مسواک می زد.
&nbsp;
84-نور چشم او در نماز بود و اسایش و آرامش خود را در  نماز می یافت.
&nbsp;
85-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می  داشت.
&nbsp;
86-هرگز نعمتی را مذمت نکرد.
&nbsp;
87-اندک نعمت خداوند را  بزرگ می شمرد.
&nbsp;
88-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.
&nbsp;
89-موقع  غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.
&nbsp;
90-در سر سفره از جلوی خود  غذا تناول می فرمود.
&nbsp;
91-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شدو از همه  دیرتر دست می کشید.
&nbsp;
92-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از  سیر شدن منصرف می شد.
&nbsp;
93-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع  نکرد.
&nbsp;
94-در غذا هرگر آروغ نزد.
&nbsp;
95-تا آنجا که امکان داشت  تنها غذا نمی خورد.
&nbsp;
96-بعد از غذا دستها را می شست و بر روی خود می  کشید.
&nbsp;
97-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر  آنها الحمدلله.
&nbsp;
98-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.
&nbsp;
99-چون  می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.
&nbsp;
100-اوقات داخل  منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز  بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.
&nbsp;
منابع:  کتاب &laquo;منتهی الآمال&raquo; مرحوم محدث قمی و کتاب &laquo;مکارم الاخلاق&raquo; مرحوم طبرسی
&nbsp;
تو  به پیغمبر چه می مانی بگو؟
&nbsp;
السلام علیک یا اباالقاسم یا رسول الله  یا امام الرحمه یا سیدنا و مولانا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp; انا توجهنا و استشفعنا و  توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp; یا وجیها  عندالله اشفع لنا عندالله
&nbsp;
خدا یا! تو را قسم به پیامبری که رحمت  للعالمین بود که سنگ بر او می زدند او دعا می کرد:&laquo; آنها را هدایت کن آنها  نمی دانند&raquo; به رنج های حبیبت در هدایت بندگانت به سوی تو ، به اشک های مدام  فاطمه (س) در فراق رسولت (ص)، به غربت شیعه بعد از پیامبرت ، یاری مان کن  انچنان باشیم که تو می پسندی و در ظهور قائم آل محمد تعجیل بفرما خدایا ما  را جزء تمدید کنندگان غیبتش باقی مگذار]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بهترين فيلتر شكن دنياواخرت</title>
<link>https://alikhazayie.loxblog.com/بهترين-فيلتر-شكن-دنياواخرت</link>
<guid>https://alikhazayie.loxblog.com/بهترين-فيلتر-شكن-دنياواخرت</guid>

<description><![CDATA[
فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا  هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ...باوری نداری  &quot; ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴&quot;
نماز 

فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا  هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ...باوری نداری  &quot; ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴&quot;
فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود  خدا هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ...باوری نداری 
&quot; ان الصلاه  تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴&quot; 

نماز 



( ۲- ماه مبارک رمضان ) 

این  سری از فیلتر شکن ها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می  شود ویروس هایی با گناه وارد خود کرده اید قتل عام کند . 

ماه مبارک  رمضان 



( ۳- قرآن ) 

فقط برای این  فیلترشکن بگویم که نظیرش اصلا وجود ندارد همه متخصص فیلتر شکنی (پیامبران)  جلوی این کلام الهی زانو می زنند ... برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و  فهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است. 

قرآن 



( ۴- محبت اهل بیت ) 

متاسفانه این نسخه  از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این  برای کسانی است واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند. 

محبت  اهل بیت 



( ۵- اذکار ) 

این ذکر باید توسط متخصصشان  تجویز بشود. 
اخطار اخطار : در مورد این فیلترشکن باید گفت نسخه های  تقلبی زیادی وجود دارد پس مواظب باشید. 

اذکار آسمانی 



دلایل فیلتر شدن : 

وقتی انسان گناه می کند به  دلیل جهلشان به ازای هرگناه یک قدم از خدا دور می شود این فیلتر ها بر  چشمانمان ، گوش هایمان و قلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار این گناهان شد  اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد ان شاءالله به راه مستقیم هدایت  می شود. 

شیطان 



عذاب  خدا 

دوستـــان هنـــــوز دیر نشـــده ، توبه کنیـــم ... 
روزی  که یگانه منجی ( عج ) ظهور می کند نزدیک است ... 
پس همین حالا بر  شیطان رجیم لعنت بکنیم و راهمان را از او که دشمن مسلمین جهان به خصوص شیعه  هاست , جدا بکنیم !!! 

اللـــهم عجـــل لولیـــک الفـــرج]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:24:56 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

