ما, در بسيارى موارد, مديون و وامدار ديگرانيم; از جمله آنان كه ما را (علم) و (دين) مى آموزند و (حق تعليم) بر گردن ما دارند. برخى مى بينند, برخى به ديگران (ديد) و (بينش) مى دهند.
بعضى مى روند, بعضى ديگران را (رفتن و رسيدن) مى آموزند. بعضى خودشان پرواز مى كنند, بعضى هم به ديگران پرواز ياد مى دهند. معلمان و مربّيان از اين دسته اند. تنها مادران نيستند كه (دستم بگرفت و پا به پا برد تا شيوه راه رفتن آموخت),بلكه آموزگاران نيز در مسير دانش و آگاهى, دستمان را مى گيرند و پلّه پلّه ما را به جايگاه والاى دانش و بصيرت بالا مى برند. از اين رو مقامشان والاست و بر گردن ما حق دارند. ما وظيفه داريم تا با خوب آموختن و رعايت ادب و احترام, به تكليف خود در برابر آنان عمل كنيم.
هان اى معلّم ! سازنده فكر و روان كودكانى/ آموزگار و رهبر نسل جوانى / هان اى معلّم ! تو نقش ساز و شكل پرداز روانى/ سازنده انديشه هاى جاودانى / پروازمان آموز, اى پرواز آموز / در قلب هاى پاكمان مشعل برافروز / اى رهرو راه آشنا, اى پير تدبير / در كوره راه زندگانى دستمان گير
تاريخ : سهشنبه 08 اسفند 1391 | 19:59 | نویسنده : alikhazayie | ارسال نظر(0)
نماز

محبت يكي از شيرينترين و دلپذيرترين مفاهيم و واژه هاي زندگي بشر است. دوست داشتن و محبوب بودن، هر دو مورد علاقه، محبوب و مطلوب انسان هاست. مهرورزي، نه تنها در روابط انساني داراي ارزش است، بلكه ريشه در مهرورزي الهي دارد. انسان و جهان مرهون و مديون مهرورزي خدا هستند و بدون رحمت الهي، نه مخلوقي وجود دارد و نه خلقتي، نه پيامآوري ظهورميكند، نه كتابي از آسمان نازل ميگردد و نه انسان، راهي به سوي زندگي مييابد. خداوند، كانون مركزي همه رحمتها، محبتها ومهرورزيهاست و.....
تعريف خانواده
نظام خانواده، يك نهاد اساسى و محورى در جامعه است و به عنوان هسته اوليه و براى ساير نهادهاى اجتماعى به شمار مى رود.
نظام خانواده كوچكترين واحد اجتماعى است كه اساس و زيرساخت واحدهاى بزرگ اجتماعى بشرى به شمار مى رود.
افرادى كه
اشتراك مرد و زن بر اساس آن چه از مطالعه قرآن كريم به دست مىآيد مىتواند بدين صورت دسته بندى شود:۱
۱/ مرد و زن از لحاظ ماهيت انسانى و لوازم آن، يكسانند; يعنى هردو «انسان» هستند. نهايت اين كه در عين داشتن وحدت نوعى، به دو صنف منطقى يا (به تعبير عرفى) به دو جنس تعلّق دارند. از قديم نظريّه اى (اگرچه نادر) وجود داشته كه زن ها را انسان نمىدانسته و براى ايشان ماهيت ديگرى قائل بوده است. اسلام اين نظريّه را به كلّى رد مىكند. در آيه اوّل سوره نس مىخوانيم
تن آسايي و کاهلي دور کن
بکوش و ز رنج تنت سور کن
که اندر جهان گنج بي رنج نيست
کسي را که کاهل بود گنج نيست
همه کالبد مرد را کوشش است
اگر بخت بيدار در جوشش است

بعضي از كلمات حق حيات در زندگي انسانها دارند و اديان الهي و غيرالهي موجود در سطح جهان، از كلمات به منظور بيان مفاهيم مورد نظرشان بهره ميبرند. اصولاً پيوستگي در درك مطالب بسته به جايگاه كلمات و برداشت معاني دارد و موضوع ديگري كه مطرح ميشود اين است كه هر كلمه اصلي ميتواند كليد فهم چندين كلمه ديگر باشد و مفاهيم آن را نمايان سازد. ميتوان عنوان كرد مدونترين
چه زيباست آنگاه كه موجودي ضعيف وكوچك در مقابل وجودي بي نهايت بزرگ و لايزال ميايستد و با آهنگي موزون، از سر صدق و صفا و اخلاص، به نيايش ميپردازد.


